تناجی
عرفی شیرازی

غزل شمارهٔ ۱۸۷

این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته انداین دو شمع اند که از یکدگر افروخته اند
عشوه و ناز و تغافل که تراود از توشیوه ها را همه گویی ز هم آموخته اند
ما فرو رفته به بحر غم بی پایانیمجامهٔ ما نه به اندازهء ما دوخته اند
دفع لب تشنگی از شعله نکردست کسیمگر آن جمع که از آتش دل سوخته اند
بندگان تو که درعشق خداونداننددو جهان را به تمنای تو بفروخته اند
عرفی آنان که ز تحقیق مسایل مست اندخون هم خورده از آن چهره برافروخته اند