غزل شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی دوستی و عشق است که با صفا و محبت به یکدیگر پیوند خوردهاند. شاعر به زیباییهای عشق و ناز و عطوفت اشاره میکند و بیان میکند که این احساسات از همدیگر آموخته شدهاند. همچنین از غم و افسردگی ناشی از جدایی صحبت کرده و به تشنگی عشق اشاره میکند، که تنها عدهای که در آتش عشق میسوزند میتوانند آن را درک کنند. در پایان نیز به بندگان و عاشقانی اشاره میشود که به خاطر عشق به معشوق خود، دو جهان را فدای او کردهاند.
این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته انداین دو شمع اند که از یکدگر افروخته اند
هوش مصنوعی: این دو موجود زیبا و دوستداشتنی به خاطر عشق و محبت به یکدیگر به وجود آمدهاند، مانند دو شمع که از روشنی همدیگر روشن میشوند.
عشوه و ناز و تغافل که تراود از توشیوه ها را همه گویی ز هم آموخته اند
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی و بیتوجهی که از تو به نمایش گذاشته میشود، همه نشاندهندهی این است که راز و رمزهای این رفتارها را به خوبی یاد گرفتهاند.
ما فرو رفته به بحر غم بی پایانیمجامهٔ ما نه به اندازهء ما دوخته اند
هوش مصنوعی: ما در عمق دریای غم هستیم و غمهای ما بیپایان به نظر میرسند. لباسمان به اندازهی غمهایمان مناسب نیست و نمیتواند آنچه را که در دل داریم، به خوبی نشان دهد.
دفع لب تشنگی از شعله نکردست کسیمگر آن جمع که از آتش دل سوخته اند
هوش مصنوعی: تشنگی از شعله آتش را هیچ کس نتوانسته است برطرف کند، مگر کسانی که از عشق و درد درون خود سوختهاند.
بندگان تو که درعشق خداونداننددو جهان را به تمنای تو بفروخته اند
هوش مصنوعی: ای بندگان تو که در عشق به خداوند مجذوباند، جان و دلشان را برای رسیدن به تو فدای این دو جهان کردهاند.
عرفی آنان که ز تحقیق مسایل مست اندخون هم خورده از آن چهره برافروخته اند
هوش مصنوعی: افرادی که در پی جستجوی عمیق مسائل هستند و به شدت در این راه غرق شدهاند، به گونهای از شوق و شور میسوزند که حتی برای آن چهرهشان سرخ و برافروخته میشود.