غزل شمارهٔ ۲۱۲
هوش مصنوعی: در این مصراعها شاعر به عشق و دردهای آن اشاره میکند. او میگوید که مستان عشق در شعلههای آتش زندگی میکنند و به خاطر محبت و خوی عشق، همواره در حال درد و رنج هستند. این غمها همهجا را فرا گرفته و کسی از آن در امان نیست. در نهایت، شاعر از عرفی میخواهد که از دنیای فانی و مشغلههای روزگار فاصله بگیرد، زیرا این افراد (مستان عشق) در جستجوی حقیقت و زیبایی هستند و خود را در دنیای فانی گم کردهاند.
مستان عشق خانه در آتش گرفته انددائم قدح ز خوی تو آتش گرفته اند
هوش مصنوعی: عاشقان در شوق و عشق، مدام در حال شور و شوق هستند و به خاطر محبت و عشق به تو، دلهایشان به تپش و هیجان افتاده است.
این هم عنایتی است که غم های روزگاردنبال بی کسان مشوش گرفته اند
هوش مصنوعی: این نیز لطفی است که مشکلات زندگی به سراغ کسانی میآید که تنها و بییار هستند.
چون خم به ته، ز چاه بلا، دُرد سرکشندآنان که خو به بادهٔ بی غش گرفته اند
هوش مصنوعی: افرادی که به نوشیدنی خالص و بدون آلودگی عادت کردهاند، مانند این هستند که وقتی به ته چاه افتادهاند، از دشمنی و مصیبتها دچار دردسر میشوند.
اینک ره گریز، چه سود از گریختنسر تاسر زمانه در آتش گرفته اند
هوش مصنوعی: در حال حاضر، فرار کردن از مشکلات چه فایدهای دارد، وقتی که همه جا در آتش بحرانها و سختیها گرفتار است؟
عرفی مرید خلوتیان پیاده شوکاین قوم جلوه ز ابرش گرفته اند
هوش مصنوعی: عرفی، از پیروان صوفیان و اهل دل، بهتر است که از دنیای نمایشی و ظاهری فاصله بگیرد، چون این افراد عمیقاً از حقیقت زندگی فاصله گرفتهاند و فقط به ظواهر توجه میکنند.