غزل شمارهٔ ۲۸۴
هوش مصنوعی: شعر دربارهی غم و اندوهی است که در دنیا وجود دارد و از صداهای مختلفی مانند صدای بلبل و جغد نشأت میگیرد. شاعر به ماتم و ناراحتی اشاره میکند و توصیه میکند که با یکدیگر همدردی کنیم. او از شراب و گریهی عاشقانه صحبت میکند و به احساس ناامیدی و غم بیپناهی اشاره میکند. در انتها، او به این نکته میپردازد که در روزهای سخت و محنت، کسی برای خود درد و غمش را احساس نمیکند.
ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گریدجنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید
هوش مصنوعی: در باغ، صدای بلبل به گوش میرسد و او به خاطر زیباییهای زندگی اشک میریزد. در همان حال، جغد که نماد شب و تنهایی است، در ویرانیها و تاریکیها به نوای خود ادامه میدهد و این صدا نیز دل را میسوزاند.
در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شوکه در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید
هوش مصنوعی: در این محفل غم، با کسی همراه شو که به خوبی او را بشناسی، چرا که او در بیرون از خانه لبخند میزند و در درون خانه اشک میریزد.
شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن که عاشق بی قدح می گرید و مستانه می گرید
هوش مصنوعی: من با دل شکست و اشک های بی پایان خود، از تو میخواهم که جامی به من بدهی؛ زیرا عاشقانی که بدون جام به سراغ عشق میآیند، همواره در حال گریه و افسوس هستند.
ز اشکش بسترم تر شد، ولی از ناز و استغنابدان ماند که بر بیگانهٔ بیگانه می گرید
هوش مصنوعی: از اشکهای او بستر من خیس شد، اما او با ناز و بینیازی به این وضعیت ادامه میدهد، گویی که بر کسی غیر از خود گریه میکند.
کجا در روز محنت غمگسار کس شود، عرفیکه می گرید به روز خویش و بی دردانه می گرید
هوش مصنوعی: در روزهای سخت و دشوار، هیچکس نمیتواند شریک غم دیگران باشد. عرفی که به خاطر خودش میگرید، حتی بیدردانه هم اشک میریزد.