غزل شمارهٔ ۳۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و اشتیاق عاشق نسبت به معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق او به اندازهای عمیق و داغ است که تمام زهرها از لب معشوق به تریاکی خوشطعم تبدیل میشوند. او خوشحال است که تعداد عاشقان در کوی معشوق افزوده شده و از این بابت راضی است، حتی اگر این عشق به هلاکت دوستانش بینجامد. شاعر به پاکی دامن خود اشاره میکند و میگوید که حتی اگر خون او بر دامن معشوق بریزد، او با اشک خود آن را پاک خواهد کرد. همچنین او از امید به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند مانع او شود. در نهایت، شاعر به زاهدان و وسوسههای دینی اشاره میکند و میگوید که حتی در مساجد نیز عشق و شیدایی وجود دارد و نمیتوان از آن فرار کرد. عشق در انتها ناپایدار است و همه چیز به خاک ختم میشود.
چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شدبه کامم هر چه زهر است از لبش تریاک خواهد شد
هوش مصنوعی: وقتی آن شخص با من صحبت کند، کلامش مانند شیرینی آتشین است و هر چیزی که تلخ و زهرآلود باشد از لبانش به مانند دارویی خوشمزه و دلپذیر میشود.
هجوم عاشقان در کوی او افزود و خوشحالمکزین پس در هلاک دوستان بی باک خواهد شد
هوش مصنوعی: عاشقان به سوی او هجوم آوردهاند و من خوشحالم که از این پس در نابودی دوستان بیپروایی نخواهد کرد.
چه غم گر دامن پاکت به خونم گردد آلودهکه فردا هم به آب دیدهٔ من پاک خواهد شد
هوش مصنوعی: نگران نباش که اگر دامن تو به خون من آلوده شود، فردا با اشک من همه چیز پاک خواهد شد.
نی ام نومید اگر دستم بود کوته ز دامانشچو می دانم که در جولانگه او خاک خواهد شد
هوش مصنوعی: اگرچه امیدم کم شده، اما چون میدانم که در میدان او، سرانجام به خاک محکوم میشوم، حاضر نیستم دستم را از دامانش کوتاه کنم.
ز مست افتادنم در مسجد، ای زاهد، مشو رنجهکه صحن مسجدت فردا زمین تاک خواهد شد
هوش مصنوعی: من، در حال مستی و شرابخواری، به مسجد رفتم، ای زاهد، نگران نباش که به زودی در صحن مسجدت، زمین به درخت تاک تبدیل خواهد شد.
چه چاک پیرهن می دوزی ای زاهد، وزین غافلکه تا دامن گریبان کفن هم چاک خواهد شد
هوش مصنوعی: ای زاهد، چه فایده دارد که تو تنها به دوختن چاکهای پیرهن خود مشغول هستی، در حالی که از این غافل هستی که روزی دامن و گریبان تو نیز در آغوش مرگ چاک خواهد شد.
شود سودای پا بوس تو افزون در سر عرفیدرین زودی همانا بستهٔ فتراک خواهد شد
هوش مصنوعی: عشق و علاقهام به تو روز به روز بیشتر میشود و در این زمان کوتاه، به زودی میتوانم دمی از تو دور نشوم.