غزل شمارهٔ ۳۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که آرزوی ورود به بهشت و لذت بردن از مجالس خوشی و شادابی را دارد. او میخواهد در فضای بهشتی، بیخیال و شاد به مینوشد و از عطر و صفای گلزارها و آواز پرندگان لذت ببرد. در نهایت، اشاره میکند که در این مستی و شادی، اگر از حد بگذرد، به یاد بوی شراب و خم میافتد. به طور کلی، شعر نشاندهنده اشتیاق به لذتهای معنوی و دنیوی است.
میل دارم کز می غم در بهشت آیم به هوشیعنی اندر بزم آن حورا سرشت آیم به هوش
هوش مصنوعی: میخواهم از می غم به بهشت برسم و به هوش بیایم، یعنی در جمع آن حوری زیبا آگاه و هوشیار شوم.
میل آن دارم که باز از بادهٔ شوق صنمدر حرم بی هوش آیم، در بهشت آیم به هوش
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که دوباره به خاطر عشق معشوق، از شراب شوق مست شوم و در حرمش بیهوش بروم، و در بهشت به هوش بیایم.
میل آن دارم که بی باکانه با شوخی بزممست و خوش بیرون روم، در طرف کشت آیم به هوش
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که بیپروا و با شادی به مهمانی بیفتم و خوش بگذرانم، و در کنار دشت به هوش و حواس برسم.
میل آن دارم که مست افتم به گلزار ارموز ترنم های مرغان بهشت آیم به هوش
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که در باغی پر از نعمت و زیبایی غرق شوم و از صدای خوش پرندگان بهشتی به هوش بیایم.
مستی از اندازه بیرون گر رود، عرفی فتدبر دماغ خشت خم، کز بوی خشت آیم به هوش
هوش مصنوعی: وقتی مستی از حد خود خارج شود، انسان چنان حالتی پیدا میکند که حتی بوی خاک و خشت هم او را به هوش میآورد و به یادش میآورد.