غزل شمارهٔ ۴۱۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی احساسات و لذتهای عاشقانه و معنوی است. شاعر در هر بیت به بیان ناکامی و بیفایده بودن احساسات و لذات میپردازد، زمانی که محبوب یا زیبایی وجود ندارد. او با استفاده از تصاویری همچون خنده، شراب، سایه حسن و شب و روز، به تضادها و دردهای عاشقانه اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که حتی با وجود سختیها و غمها، لذتهای زندگی و عشق میتوانند به نوعی تسکیندهنده باشند و مشکلات را کمتر کنند.
اگر تو خنده کنی از گل و شراب چه حظوگر تو زهر دهی تشنه را ز آب چه حظ
هوش مصنوعی: اگر تو بخندی، از زیباییها و خوشیهای زندگی هیچ لذتی نمیبرم و اگر هم به یک تشنه زهر دهی، هیچ سودی از آب برایش نخواهد داشت.
اگر نه سایهٔ حسن تو جویم از خورشیدز دشمنی شب و مهر آفتاب چه حظ
هوش مصنوعی: اگر بخواهم سایه زیبایی تو را جستجو کنم، نه از خورشید، بلکه به دلیل دشمنی که در شب و مهر آفتاب وجود دارد، چه بهرهای میتوانم ببرم؟
کمالِ حسنِ درونِ جمال در جلوه استهزار سال نهفتنش در نقاب چه حظ
هوش مصنوعی: زیبایی واقعی درون انسان به نمایش گذاشته شده است و نهان ماندن آن در پردهای بر چهره، چه لذتی دارد!
عنان این دل صد جا شکسته را بگذارستم نواز شها، بر ده خراب چه حظ
هوش مصنوعی: این دل، که بارها آسیب دیده است، را به دست شاهی ستمگر بسپار. در چنین وضعیتی، چه دلخوشی میتوان از یک سرزمین ویران و خراب داشت؟
ز آسمان طلبیدم نشان راحت، گفتاگر سوال غلط باشد، از جواب چه حظ
هوش مصنوعی: فرشته آسمانی را خواستم که نشانهای از آرامش به من بدهد، اما او گفت اگر سوالی که پرسیدهام نادرست باشد، پاسخ هرگز نمیتواند خوشایند باشد.
تلافی غم شب می کنم به خواب صبوحوگر نه تلخی غم بشکند ز خواب چه حظ
هوش مصنوعی: برای رهایی از غم شب، به خواب صبحگاهی میروم؛ در غیر این صورت، تلخی غم خواب را هم تلخ خواهد کرد و از خواب بهرهای نمیبرم.
سبوی دُردکشان محتسب شکست، ولیاگر دلی نخراشد ز احتساب چه حظ
هوش مصنوعی: سبوی مینوشان شکسته شد، اما اگر قلبی به خاطر حساب و کتاب درد نیابد، چه سودی دارد؟
نشاط فارغ و اندوه عاشق است شراباگر ملال نیفزاید از شراب چه حظ
هوش مصنوعی: شراب، شادی و بیخیالی عاشقانه را به همراه دارد، اما اگر باعث افزایش غم و اندوه شود، چه فایدهای دارد؟
مگو که گوش به واعظ نمی کند عرفیندیم میکده را از شب عذاب چه حظ
هوش مصنوعی: نگو که مردم به وعاظ گوش نمیدهند؛ عرفی، دوستدار میکده است و از شب عذاب، نعمت و لذت میبرد.