غزل شمارهٔ ۴۳۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ گمراهی و فقدان مسیر راست است. شاعر به این حالت اشاره میکند که او و دیگران در جستوجوی امید و حقیقت، راهشان را گم کردهاند. آنها احساس میکنند که با وجود تمام تلاشها، غم و ناامیدی بیشتری به دست آوردهاند و از زیباییها و آرامشهای الهی دور شدهاند. شاعر از سرزنش دیگران نیز به تنگی آمده و میگوید که خودشان بیشتر از هر چیز دیگری در گم کردن راه حرم و عبادت مقصرند. در نهایت، او از بیاعتنایی و کفر به عنوان نتیجهٔ این گمراهی یاد میکند.
حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایمرهبر امید را در هر قدم گم کرده ایم
هوش مصنوعی: حال ما را ببین که مانند آهویی گم شده در حرم، راهنمای امید را در هر قدم از دست دادهایم.
میشود اسباب غم اسباب افزون، گرچه مامایهٔ افزایش اسباب غم گم کرده ایم
هوش مصنوعی: غم و ناراحتی ممکن است در زندگی زیاد شود، حتی اگر ما خودمان در تلاش برای از بین بردن یا کاهش دلایل غم و اندوه باشیم.
چون ترنم های مرغان بهشتی نشنومما که دور افتادهٔ باغ ارم گم کرده ایم
هوش مصنوعی: زمانی که صدای دلنواز پرندگان بهشتی را نمیشنوم، ما که از باغ ارم دور افتادهایم، احساس گمگشتگی میکنیم.
طعنه کم تر زن حرم جویان ره گم کرده رااین ملامت بس که ما راه حرم گم کرده ایم
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی حرم (مکانی مقدس) است، نباید به دیگران توهین کند و فقط باید به این بسنده کند که ما خود راه حرم را گم کردهایم.
پیر ما از بستن زنار لاف کفر زدکز عبادت ما در دیر و حرم گم کرده ایم
هوش مصنوعی: پیر ما به طور شوخی از اینکه به چیزی مثل زنار (نشانهای از کفر) بستگی دارد، سخن گفت و اظهار داشت که ما در عبادتهایمان در مکانهای مقدس گم شدهایم.