غزل شمارهٔ ۴۵۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از چندین جنبه در مورد درد و رنجهای خود سخن میگوید. او از حالتی ناپسند و بیحالی حکایت میکند که ناشی از دوستی و روابطش است. با وجود این که خود را پر از عیب و نقص میداند، در عین حال قصد ندارد به دیگران نشان دهد که در تلاشهایش بیحاصل است. شاعر به دورویی و تزویر در جامعه اشاره میکند و میگوید که ممکن است به ظاهر رفتارهای صحیحی داشته باشد، اما در دلش ریا و فریب وجود دارد. او از روز قیامت و عواقب آن میترسد و در نهایت به وضعیت غمانگیز خود به عنوان کسی که از جمعی رنج میبرد، میپردازد.
از شش جهتم شکوه زند موج خموشمدر زهر زنم غوطه و سرچشمهٔ نوشم
هوش مصنوعی: از همه سوهایی که به من مربوط میشود، ناله و شکایت میکنم. در سکوت و خاموشی، در درد و زخمها فرو میروم، اما در عین حال، منبع شادی و خوشحالیام را نیز در درون خود دارم.
سر تا به قدم عیبم و از دوستی خویشعیبی نشناسم کزان پرده نپوشم
هوش مصنوعی: من از سر تا پا پر از نقص و ایراد هستم، اما در دوستیام هیچ عیبی نمیبینم، چون به خاطر آن دیگران را قضاوت نمیکنم.
بر خلق نخواهم که زنم ناصیهٔ خویشتا جمله بدانند که من بیهده کوشم
هوش مصنوعی: من هرگز نمیخواهم که در برابر مردم از خودم چیزی نشان دهم، تا همه متوجه شوند که تلاش من بیهوده است.
تزویر خرم بهر دو عالم به وکالت هر گاه که در کوی ریا زهد فروشم
هوش مصنوعی: برای من، نیرنگ و فریبندگی در این دنیا و آن دنیا، همانند وکالت است. هر زمان که در کوچه و خیابانهای ریا و تظاهر، زهد و پارساییام را به نمایش بگذارم.
تا فتنهٔ فردای قیامت نشناسیاین مغبچه امروز ببین بر سر دوشم
هوش مصنوعی: تا زمانی که فتنهها و آزمونهای قیامت را نشناسی، امروز این دخترک را که بر دوشم دارم ببین.
از دردکشان شو که من غمزده، عرفیتا بودم از آن جمع نه غم بود نه هوشم
هوش مصنوعی: از رنج و غم خود فاصله بگیر و به جمع ما بپیوند. زمانی که من در کنار شما بودم، نه غمی داشتم و نه حواسم پرت میشد.