غزل شمارهٔ ۴۹۶
هوش مصنوعی: این متن به احوالات عاطفی و دوستی اشاره دارد. شاعر آرزو میکند که در حالت مستی، دوستی آگاه و دشمنی ناآگاه داشته باشد. او از درون خود احساس درد میکند و گریهاش را نمیتواند پنهان کند. دلش با یاد آنکه در کنار او است، میسوزد. او بیان میکند که وفای واقعی از سنگدلی برخی دوستان دور است، ولی او عیبهایش را میپذیرد. در پایان، به قاصد پیامی میدهد که خود را درگیر احساساتش کرده و حسرت نوشتن نامهای را دارد که نشاندهنده کنشهای درونی اوست.
خوش آن مستی که باشد دوست پند آموز و دشمن همملامت ذره وار از در درون آید، از روزن هم
هوش مصنوعی: شادی واقعی آن است که انسان در زندگیاش دوستی داشته باشد که او را راهنمایی کند و همچنین با دشنامهای کوچک و بیاهمیت دشمنان، از درون تحت تأثیر قرار نگیرد و به خود شک و تردید راه ندهد.
هجوم گریه لختی داد بیرون از دل گرممکه جوی دیده آتش خیز شد، دریای دامن هم
هوش مصنوعی: ناگهان شادی قلبیام به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و گریه به سراغم آمد. چشمانم همچون جویی پر آب و آتشفشان، پر از اشک شدند و دامنم به مانند دریا، غرق در آنها شد.
شود گل خار ره، گر همره صدقی و گر بی اوقدم بر گل نهی، مرهم به بر همراه و سوزن هم
هوش مصنوعی: اگر با صدق و درستی همراه باشی، در راه گل میروی و حتی اگر بدون او هم روی گل قدم بگذاری، باز هم درد و زخم را احساس خواهی کرد.
وفا از سنگ دل یاران نهان بایست، اما مننپوشیدم که عیبم دوست می دانست و دشمن هم
هوش مصنوعی: وفا و صداقت از دل سنگی دوستان پنهان شده است، اما من این را پنهان نکردم چون هم دوستم و هم دشمنم به عیب من آگاه بودند.
مکن اهمال در مکتوب عرفی بردن ای قاصدولی بنشین که حسرت نامه ای انشا کنم من هم
هوش مصنوعی: ای قاصد، در نوشتن نامه های عرفی تنبلی نکن، اما کمی بنشین تا من هم اندوه و حسرت خود را در نامه ای بنویسم.