غزل شمارهٔ ۵۲۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی غم و حسرت عاشقانه است. شاعر بیان میکند که بدون یاد معشوق، گریه نمیتواند برایش حلال باشد و بیگریه آرامش ندارد. او هرچند گهگاهی یاد میکند، اما این یادآوری هم بیثمر است. شاعر از زیبایی معشوق صحبت میکند و اینکه چقدر دلش برای او تنگ است و گریه به حالش میافتد. اگر عشق و گریه برآوردهکنندهی کام دل باشد، شاعر میگوید که حاضر است به مدت طولانی برای آن گریه کند. در نهایت، شاعر میفهمد که در غم و گریه تنها نیست، اما ناامیدیها و ناتوانیها همچنان او را به گریستن میکشاند.
خوش در خور است، حسرت تو با گریستنبی یاد تو حلال مبادا گریستن
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که حسرت تو را با哭 کردن نشان میدهد؛ ولی بدون یاد تو، این گریستن هرگز نباید مجاز باشد.
بی گریه دوستدار تو آرام گیر نیستیا کاو کاو دیده و دل یا گریستن
هوش مصنوعی: دوستدار تو هرگز آرامش ندارد مگر آنکه یا به دل و دیدهاش نگاهی بیندازد یا این که اشک بریزد.
گویی که یاد می کنمت گه گهی، ولیبیهوده نیست در دل شب ها گریستن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گاهی به یاد تو میافتم، اما با این حال اشک ریختن در دل شبها بیدلیل نیست.
نازم به غمزهٔ تو که یک گام کرده استصد ساله ره ز دیدهٔ من تا گریستن
هوش مصنوعی: من به زیبایی و دلربایی تو افتخار میکنم، زیرا تنها با یک نگاه کوچک تو، برای من مانند این است که صد سال را در مسیر اشک و غم پشت سر گذاشتهام.
من خود کی ام که گریه به حالم کنی، ولیمی زیبدت به نرگس شهلا گریستن
هوش مصنوعی: من کیستم که تو به خاطر من اشک بریزی، اما برای چشمان زیبایت شایسته است که بگرید.
گر کام دل ز گریه میسر شود، ز دوستصد سال می توان به تمنا گریستن
هوش مصنوعی: اگر بتوانی به آرزوی دل از طریق گریه دست پیدا کنی، میتوان به خاطر دوست، صد سال به خاطر خواستهها گریه کرد.
عرفی حریف دیدهٔ تر نیستی، ولیبسیار گریه آورد این نا گریستن
هوش مصنوعی: تو به چشمان اشکی من توجهی نداری، اما غم و اندوه به قدری عمیق است که حتی عدم گریهام هم نشان از درد دل و رنج من دارد.