غزل شمارهٔ ۵۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و حسرت اشاره دارد. شاعر از زیبایی و ناز محبوبش که مانند ماه میدرخشد، سخن میگوید و از عدم تواناییاش در تحمل نگاه کردن به او صحبت میکند. او همچنین به درد و رنجی که برای عشقاش متحمل شده، اشاره میکند و میخواهد که در روز قیامت به نزد کشتهشدگان عشق برود. شاعر در آخر بیان میکند که از حسرت به سوی محبوب میرود و از غیرت به دور است تا مبادا نگاهش از زیبایی محبوب لذتی ببرد. او از غرور و عظمت محبوبش نیز سخن میگوید و از طرفی به بیزبانی و حیرتش در برابر این عشق اشاره میکند.
نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه منندارد از لطافت عارضش تاب نگاه من
هوش مصنوعی: چهره زیبای محبوبم به قدری لطیف و دلرباست که حتی اگر به او نگاه کنم، تاب و توانم را از دست میدهم و آنچنان مست و محو او میشوم که نمیتوانم او را مدت زیادی تماشا کنم.
به فتوای کسی خون مرا ریزی که در محشرکنم گر دعوی خون، باز خواهد شد نگاه من
هوش مصنوعی: به حکم کسی، خون مرا نریز؛ زیرا اگر در روز قیامت به این موضوع شکایت کنم، تو همچنان زیر نظر من خواهی بود.
مرا کشتی که خوش حالی به آن غایت که پنداریتو خواهی بود، فردای قیامت، دادخواه من
هوش مصنوعی: من را به کشتی خوشبختی برسان که آنچنان شادم که گویی تو در روز قیامت، حامی و پشتیبان من خواهی بود.
به نزدیک شما، ای کشته گان عشق، می آیمبه درد حسرت آرایش کنید آرامگاه من
هوش مصنوعی: به شما، ای کسانی که در عشق جان دادهاید، نزدیک میآیَم تا با اشک حسرت خود، آرامگاه من را زینت ببخشید.
ز حسرت می روم سوی تو، از غیرت نمی بینمکه از رویت مبادا لذتی یابد نگاه من
هوش مصنوعی: از بس که دلم برای تو تنگ شده، به سوی تو میروم، اما از حیا و غیرت خودم نمیگذارم کسی جز من به زیباییات نگاه کند تا مبادا نگاه من لذتی بخواهد از دیدن تو.
ز عشق کوهکن شیرین به خود می نازد و خسروبه این خوش دل که دارد این غرور از عز و جاه من
هوش مصنوعی: شیرین از عشق کوهکن به خود می بالد و خسرو به این دل خوشی که در اختیار دارد، به خود میبالد که این غرور را از مقام و بزرگی من به دست آورده است.
بر افکن پرده از حیرت، چو عرفی بی زبانم کنچرا بسیار می کوشی در اثبات گناه من
هوش مصنوعی: پرده را از حیرت بردار، چون من مثل عرفی بیزبان هستم. چرا اینقدر تلاش میکنی تا گناه من را ثابت کنی؟