غزل شمارهٔ ۵۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معشوق خود اشاره میکند و از او میخواهد که دلش را نشکانَد. او به معشوق میگوید که در دل او اشتباهی نکرده، اما چرا با غمزههایش او را مورد سرزنش قرار میدهد. شاعر اشاره میکند که فتنه و آشوب ناشی از عشق و مستی اوست و از زیباییها و لذتهای معشوق سخن میگوید. در نهایت، او از احساسات درونی خود و آتش عشقی که در دل دارد، سخن میگوید و بیان میکند که اگر غم در دلش رسوخ کند، همواره پاسخی برای آن خواهد داشت.
امشب که به سر شراب داریمشکن دل ما که تاب داری
هوش مصنوعی: امشب که مشغول نوشیدن شراب هستی، دل ما را نشکن چون تاب تحمل آن را داریم.
تقصیر نکرده در هلاکمبا غمزه چرا عتاب داری
هوش مصنوعی: چرا به من که بیدلیل در عذابی هستم، خشمگین هستی در حالی که از من هیچ خطایی سر نزده است؟
آشوب قیامتش غباریستاین فتنه که در رکاب داری
هوش مصنوعی: فتنهای که تو با خود به همراه داری، تنها گرد و غبار قیامت است که جهان را دچار آشوب کرده.
در دعوی فتنه گاه مستیصد عربده با شراب داری
هوش مصنوعی: در موضوع جدل و اختلاف، در جایی که مستی به اوج میرسد، تو میتوانی با هزاران فریاد و غوغا به شکستن سکوت بپردازی.
گر لذت ناوک تو این استوز خون ملک ثواب داری
هوش مصنوعی: اگر لذت تیر تو این است و از خون پادشاهی پاداش میگیری، این توجیهی برای عمل تو نیست.
داری به دلم نگاه گرمیگویا هوس کباب داری
هوش مصنوعی: تو با نگاهت به دل من گرمی میبخشی و به نظر میرسد که دلت برای کباب تنگ شده است.
در سینهٔ گرم هر که بینمآتشکدهٔ خراب داری
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینم، در دلش شعلۀ عشق و هیجان وجود دارد، حتی اگر ظاهرش خراب و آشفته باشد.
عرفی دل خود به باد دادیگر غم طلبد، جواب داری؟
هوش مصنوعی: اگر دل خود را به باد سپردهای، وقتی که غم به سراغت بیاید، جواب آن را داری؟