غزل شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شادی و جشن عروسی اشاره میکند و از آن به عنوان یک رویداد مبارک یاد میکند. او به زیباییهای عروس و داماد و شگفتیهای فصل عروسی میپردازد و از محبت و وفاداری در میان مردم سخن میگوید. به تصویر کشیدن لحظات شاد و جشن، رقص و موسیقی در این مراسم، فضایی پر از عشق و خوشی را به نمایش میگذارد. شاعر همچنین بر اهمیت حضور خداوند و برکات او در این جشن تأکید دارد و از عشق و اتحاد در میان دلها و نفسها و همچنین اوج شادی و خوشحالی در این مجلس سخن میگوید.
بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ماسور و عروسی را خدا بُبْرید بر بالای ما
ببرید بر بالای ما یعنی شایستهٔ ما کرد، (مانند لباسی) زیبندهٔ بالا و قامت ما کرد.
زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکرهر شب عروسییی دگر از شاه خوشسیمای ما
هوش مصنوعی: زهره و قمر به هم نزدیک شدند و طوطی هم به شکر ملحق شد. هر شب، جشن و شادی تازهای به خاطر شاه خوشسیمای ما برپا میشود.
ان القلوب فرجت ان النفوس زوجتان الهموم اخرجت در دولت مولای ما
هوش مصنوعی: دلها آرامش یافت، جانها به یکدیگر پیوند خورد و نگرانیها برطرف شد، در سایهسار حکومت مولای ما.
بسم الله امشب بر نوی سوی عروسی میرویداماد خوبان میشوی ای خوب شهرآرای ما
هوش مصنوعی: امشب با نام خدا به سوی مراسم ازدواج میروی و مژدهای برای خوبان میشوی، ای زیبا که شهر را زینت دادهای.
خوش میروی در کوی ما خوش میخرامی سوی ماخوش میجهی در جوی ما ای جوی و ای جویای ما
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و شادابی در خیابان ما ظاهر میشوی، به سمت ما میچرخیدی و به جوی ما برخورد میکنی. ای جوی و ای کسی که پی جوی خوشی هستی!
خوش میروی بر رای ما خوش میگشایی پای ماخوش میبُری کفهای ما ای یوسف زیبای ما
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و خوشروییات بر برنامه و ایدههای ما میافزایی و با قدمهای زیبا و دلنشینت ما را شاد میکنی، ای یوسف زیبای ما!
از تو جفا کردن روا وز ما وفا جستن خطاپای تصرف را بنه بر جانِ خونپالای ما
هوش مصنوعی: از تو بیرحمی و ظلم پذیرفته است، اما از ما وفاداری انتظار نداشته باش. پای خود را بر روی جان پاک و بیگناه ما بگذار.
ای جان جان! جان را بکش تا حضرت جانان ماوین استخوان را هم بکش هدیه برِ عنقای ما
هوش مصنوعی: ای جان من! جان را از خود دور کن تا محبوب واقعی ما بیاید و این جسم بیجان را نیز از خود جدا کن تا به عنوان هدیهای برای محبوب ما آورده شود.
رقصی کنید ای عارفان چرخی زنید ای منصفاندر دولت شاه جهان آن شاه جانافزای ما
هوش مصنوعی: ای عارفان، به شادی و نشاط قدم بردارید و گردش کنید. ای داوران و اهل انصاف، در سرسبزی و خوشی زندگی این پادشاه جهان، که جان ما را افزون میکند، شرکت کنید.
در گردن افکنده دهل در گردک نسرین و گلکهامشب بود دف و دهل نیکوترین کالای ما
امشب جشن عروسی و طرب برپاست و چیزی بهتر از جشن و دستافشانی و موسیقی نمییابیم (گردک نسرین و گل یعنی چادر و خیمهای که برای عروس و داماد در شب عروسی آماده و تزیین میکنند)
خاموش کهامشب زهره شد ساقی به پیمانه و به مدبگرفته ساغر میکشد حمرای ما حمرای ما
هوش مصنوعی: سکوت کن که امشب محبوبه با جذابیت و زیبایی خاص خود آمده و ساقی به او شراب میدهد. او با شوق و شور خاصی در حال سرو شراب برای ماست.
والله که این دم صوفیان بستند از شادی میاندر غیب پیش غیبدان از شوق استسقای ما
هوش مصنوعی: بهخدا این لحظهای که صوفیان دارند، از شادی پر شده و در عالم غیب، در حضور کسی که غیب را میداند، به شوق آبیاری وجود ما مشغولند.
قومی چو دریا کفزنان چون موجها سجدهکنانقومی مبارز چون سنان خونخوار چون اجزای ما
هوش مصنوعی: گروهی مانند دریا، سرشار از اشتیاق و شور، در حال عبادت و سجده هستند، و گروه دیگر مانند جنگجویانی که آماده نبردند، به شدت عزم و اراده دارند و میتوانند در برابر دشواریها مقاومت کنند.
خاموش کهامشب مطبخی شاهست از فرخرخیاین نادره که میپزد حلوای ما حلوای ما
هوش مصنوعی: امشب در آشپزخانه، به خاطر جمال این فرد برجسته، که برای ما حلوا میپزد، سکوت کردهام.