غزل شمارهٔ ۵۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تاثیر آن بر زندگی انسان است. شاعر از نوشیدن می (شراب) در محضر محبوب صحبت میکند و میگوید عشق باعث مستی و سرخوشیاش شده است. او از خداوند درخواست میکند پردههای غیب را کنار بزند و خود را نشان دهد. در این عشق، شاعر به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و از درد و حسرت بیان میکند. او به محبوبش میگوید که از غم و اندوه دور شود و از لطافت و زیباییهای عشق صحبت میکند. در نهایت، عشق را دارویی برای جان بشر توصیف میکند که در آن joy و زیبایی نهفته است.
عشق تو آورد قدح پر ز بلاهاگفتم می مینخورم پیش تو شاها
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شد که من جامی پر از درد و مشکلات را به دست بگیرم. به تو گفتم که برای تو از نوشیدن شراب خودداری میکنم، ای شاه.
داد می معرفتش آن شکرستانمست شدم برد مرا تا به کجاها
هوش مصنوعی: عشق و دانایی او به من هبهای داد و من به سوی نقاط دور و ناشناختهای کشیده شدم.
از طرفی روح امین آمد پنهانپیش دویدم که ببین کار و کیاها
هوش مصنوعی: در یک سو، روح پاک بهطور پنهانی نزد من آمد و من به سرعت دویدم تا ببینم چه خبر است و اوضاع چگونه پیش میرود.
گفتم ای سر خدا روی نهان کنشکر خدا کرد و ثنا گفت دعاها
هوش مصنوعی: گفتم ای سرّ خدا، خود را پنهان کن؛ او شکر و ستایش خدا را به جا آورد و دعاها را خواند.
گفتم خود آن نشود عاشق پنهانچیست که آن پرده شود پیش صفاها
هوش مصنوعی: گفتم آیا ممکن است عشقی پنهان وجود داشته باشد که در پس پردهها و زوایای تاریک خود را پنهان کرده باشد، در حالیکه عشق واقعی باید در میان صفا و روشنی بروز کند؟
عشق چو خون خواره شود وای از او وایکوه احد پاره شود خاصه چو ماها
هوش مصنوعی: وقتی عشق به شدت و به طرز ویرانگری در وجود انسان ظاهر میشود، عواقب ناگواری در پی خواهد داشت؛ بهویژه وقتی بهگونهای عمیق و جدی در دل و جان انسان نفوذ کند، میتواند حتی مانند کوهی عظیم را متلاشی کند.
شاد دمی کان شه من آید خندانباز گشاید به کرم بند قباها
هوش مصنوعی: زمانی خوشحال خواهیم شد که آن پادشاه با لبخند به ما بازگردد و با لطفش درها را برای ما بگشاید.
گوید افسرده شدی بینظر ماپیشتر آ تا بزند بر تو هواها
هوش مصنوعی: میگوید اگر در غم و اندوه به سر میبری، باید قبل از اینکه به تحت تأثیر قرار بگیری، احساسات و افکار خود را در نظر بگیری.
گویم کان لطف تو کو ای همه خوبیبنده خود را بنما بندگشاها
هوش مصنوعی: میگویم که کجاست آن محبت تو؟ ای بهترین، لطف خود را به من نشان بده، ای که گشایندهٔ بندگان هستی.
گوید نی تازه شوی هیچ مخور غمتازهتر از نرگس و گل وقت صباها
هوش مصنوعی: نوشیدنیها و گلها، شادی و تازگی را به یاد میآورند، اما نباید غمها و نگرانیهای جدید را به خود تحمیل کرد. هرگز نگذار با زیباییهای زندگی غم و افسردگی فزونی یابد.
گویم ای داده دوا هر دو جهان رانیست مرا جز لب تو جان دواها
هوش مصنوعی: میگویم ای کسی که درمان و شفا را به هر دوی این جهان دادهای، جز لبهای تو هیچ چیز دیگری برای جانم درمانی ندارد.
میوه هر شاخ و شجر هست گوایشروی چو زر و اشک مرا هست گواها
هوش مصنوعی: هر درخت و گیاهی میوهای دارد و به این میوهها میتوان گفت که نشانی از زیبایی و ارزش دارند. همچنین اشکهای من هم مانند زری است که نشانهای از عشق و احساسات عمیق من هستند.