غزل شمارهٔ ۷۶
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به مفهوم عشق و ارتباط عمیق با معشوق دارد. شاعر در آن از شوق و آرزو برای دیدن معشوق خود صحبت میکند و به زیباییهای او و تأثیر او بر زندگی اشاره میکند. او از حسرت دیدار یاران نامی چون رستم و یوسف میگوید و به شیرینی محبت و نیازی که به آن دارد، تأکید میکند. همچنین به بیپایی و بیسری اشاره دارد که در عشق وجود دارد و به نوعی از تنهایی و فراق صحبت میکند. شاعر نهایتاً به نور و خیردرونی میپردازد و میگوید که درک حقیقی و معانی عمیق عشق و زندگی بر عهده خود فرد است.
آخر بشنید آن مه آه سحر ما راتا حشر دگر آمد امشب حشر ما را
بالاخره آن زیبارو آه صبحدم ما را شنید؛ تا قیامت و غوغایی دیگر به جمع ما آمد.
چون چرخ زند آن مه در سینه من گویمای دور قمر بنگر دور قمر ما را
هوش مصنوعی: وقتی که آن ماه زیبا در دل من میچرخد، به دور و اطراف قمر ما توجه کن.
کو رستم دستان تا دستان بنماییمشکو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را
هوش مصنوعی: سخت در جستجوی رستمی هستیم تا به او قدرت و توانایی خود را نشان دهیم و دنبال یوسفی هستیم تا زیبایی و شکوه خود را به او نشان دهیم.
تو لقمه شیرین شو در خدمت قند اولقمه نتوان کردن کان شکر ما را
تو لقمه شیرین شو در برابر قند او؛ نمیتوان معدن و کوه شکر او را لقمهکرد.
ما را کرمش خواهد تا در بر خود گیردزین روی دوا سازد هر لحظه گر ما را
کرم و بخشش او میخواهد ما را در بر بگیرد، بدینجهت است که هر آن و هر لحظه برای مرض گری ما دوا میسازد.
چون بینمکی نتوان خوردن جگر بریانمیزن به نمک هر دم بریان جگر ما را
هوش مصنوعی: وقتی که جگر کبابی بدون نمک قابل خوردن نیست، پس هر لحظه باید به جگر کبابی ما نمک بزنند تا قابل خوردن شود.
بی پای طواف آریم بیسر به سجود آییمچون بیسر و پا کرد او این پا و سر ما را
هوش مصنوعی: ما بدون پا دور کعبه طواف میکنیم و بیسر به سجده میرویم، چرا که او به گونهای ما را سر و پا کرده که خود را به این حال درمیآوریم.
بی پای طواف آریم گرد در آن شاهیکو مست الست آمد بشکست در ما را
هوش مصنوعی: ما بدون پای، دور آن پادشاه میچرخیم که در مستی «هستی» بر ما وارد شد و در دلهای ما شکاف ایجاد کرد.
چون زر شد رنگ ما از سینه سیمینشصد گنج فدا بادا این سیم و زر ما را
هوش مصنوعی: رنگ ما به دلیل وجود او به زیبایی طلا شده است و از عمق وجودش، گنجهای بینظیری به دست میآوریم. امیدواریم که این ارزش و زیبایی همیشگی بماند.
در رنگ کجا آید در نقش کجا گنجدنوری که ملک سازد جسم بشر ما را
چهطور میتوان وصف کرد، نوری که جسم بشری ما را فرشته میکند؟
تشبیه ندارد او وز لطف روا داردزیرا که همیداند ضعف نظر ما را
هیچگونه مشابهی ندارد اما ضعف بینایی ما را میبخشد وقتی که اشتباه میکنیم (و میگوییم مشابه دارد)
فرمود که نور من ماننده مصباح استمشکات و زجاجه گفت سینه و بصر ما را
هوش مصنوعی: او فرمود که نور من مانند چراغی است که در شیشهای درخشان قرار دارد. این نور به قلب و چشمهای ما تابیده میشود.
خامش کن تا هر کس در گوش نیارد اینخود کیست که دریابد او خیر و شر ما را
هوش مصنوعی: سکوت کن تا کسی نشنود، این شخص کیست که بتواند خوبی و بدی ما را تشخیص دهد.