غزل شمارهٔ ۱۷۰
هوش مصنوعی: این شعر با نغمهای عارفانه و عاشقانه، به توصیف ارتباط عمیق انسان با خدا و عشق الهی میپردازد. شاعر از زیباییها و لذایذ معنوی در شب و مراسم دعا یاد میکند و دعوت به توجه به عشق و پاکبازی میکند. او به حسرت وجود و جدایی از معشوق اشاره دارد و در عین حال به وفاداری و آشنایی با خدا تاکید میکند. همچنین شعری سرشار از نمادهای عرفانی مانند "یوسف در چاه" و "کربلا"ست که همه آنها بیانگر مسیری پیچیده و در عین حال عمیق در جستجوی حقیقت و عشق الهی هستند.
تا به شب ای عارف شیرین نواآن مایی آن مایی آن ما
هوش مصنوعی: ای عارف شیرین صدا، تا زمانی که شب فرا برسد، تو همان هستی که ما به آن وابستهایم.
تا به شب امروز ما را عشرتستالصلا ای پاکبازان الصلا
هوش مصنوعی: تا شب امشب، ما در شادی و خوشگذرانی هستیم. ای پاکبازان، به نماز بایستید.
درخرام ای جان جان هر سماعمه لقایی مه لقایی مه لقا
هوش مصنوعی: ای جان، در حرکت باش و در شور و شوق رقص، چرا که هر دیداری و وصالی، همچون ماه درخشان است.
در میان شکران گل ریز کنمرحبا ای کان شکر مرحبا
هوش مصنوعی: در وسط شیرینیها گل پخش کن، سلام بر تو ای کانون شیرینی، سلام بر تو.
عمر را نبود وفا الا تو عمرباوفایی باوفایی باوفا
هوش مصنوعی: عمر هیچ وفایی نداشت مگر اینکه تو در آن به وفا بودی. تو نماد واقعی وفاداری هستی.
بس غریبی بس غریبی بس غریباز کجایی از کجایی از کجا
هوش مصنوعی: خیلی غریب است، خیلی غریب است، خیلی غریب است، تو از کجا آمدهای، تو از کجا آمدهای، تو از کجا؟
با که میباشی و همراز تو کیستبا خدایی با خدایی با خدا
هوش مصنوعی: با کی هستی و چه کسی رازدار توست؟ تو که با خدا هستی و در ارتباط با اویی.
ای گزیده نقش از نقاش خودکی جدایی کی جدایی کی جدا
هوش مصنوعی: ای زیباترین آفریده از هنرمند خود، آیا میتوانی هرگز از او جدا شوی؟
با همه بیگانهای و با غمشآشنایی آشنایی آشنا
هوش مصنوعی: تو با همه غریبهای، اما با غمهایش آشنا هستی.
جزو جزو تو فکنده در فلکربنا و ربنا و ربنا
هوش مصنوعی: هر چیزی که از تو ایجاد شده، در آسمانها به پای تو بلند آوازه است و به درگاه تو دعا میکنند.
دل شکسته هین چرایی برشکنقلبها و قلبها و قلبها
هوش مصنوعی: دلهای شکسته را بشناس و نگذار که درد تو، دیگران را نیز آزار دهد و آنها را مجروح کند.
آخر ای جان اول هر چیز رامنتهایی منتهایی منتها
هوش مصنوعی: در پایان، ای جان، هر چیزی دارای یک آغاز و یک انتهاست و هر انتها پیوسته به یک نقطه اوج میرسد.
یوسفا در چاه شاهی تو و لیکبی لوایی بیلوایی بیلوا
هوش مصنوعی: یوسف در چاه پادشاهی قرار دارد، اما بدون نشانی و نشانهای از خود.
چاه را چون قصر قیصر کردهایکیمیایی کیمیایی کیمیا
هوش مصنوعی: چاه را مانند کاخی بزرگ و باارزش ساختهای، همچون یک ماده نایاب و گرانبها.
یک ولی کی خوانمت که صد هزاراولیایی اولیایی اولیا
هوش مصنوعی: هیچ گاه نمیتوانم ولی حقیقی و واقعی را بشناسم که از صدها هزار ولی، ولیتر باشد.
حشرگاه هر حسینی گر کنونکربلایی کربلایی کربلا
هوش مصنوعی: در روز قیامت، هر کسی که به یاد حسین (ع) بیفتد، همچون کسانی خواهد بود که در کربلا حضور داشتند و به آنها پاداش داده خواهد شد.
مشک را بربند ای جان گرچه توخوش سقایی خوش سقایی خوش سقا
هوش مصنوعی: ای جانم، مشک را ببند، هرچند که تو سقا و در کار خود توانمند هستی.