غزل شمارهٔ ۲۱۲
هوش مصنوعی: این شعر به حال و هوای عشق و زیبایی اشاره دارد و به تعامل عاشقان با معشوق میپردازد. شاعر از جذابیتهای ظاهری و باطنی معشوق میگوید و تاثیر آن بر دلهای عاشقان را توصیف میکند. او به قدرت شراب و عشق اشاره میکند که میتواند جانها را زنده کند و پیران را به رقص و شادی وادارد. در ادامه، شاعر از ظرافت و لطافت عشق، نوشیدن شراب و سرودن غزل یاد میکند و بر اهمیت این حالات در زندگی عاشقان تاکید دارد. او با درخواست از معشوق برای برآورده کردن آرزوها، به کنکاش در امور الهی و معنوی نیز میپردازد. در نهایت، با اشاره به شمس تبریزی، او بر روشنایی و الهام از او صحه میگذارد.
اسیر شیشه کن آن جنیان دانا رابریز خون دل آن خونیان صهبا را
هوش مصنوعی: شیشههای دل را بشکن و به رنج و عذاب جنیان دانا توجه کن؛ خون دل کسانی که در این حال هستند مانند شراب خالی میشود.
ربودهاند کلاه هزار خسرو راقبای لعل ببخشیده چهره ما را
هوش مصنوعی: هزاران پادشاه را از آنها کلاه و تاجشان را ربودهاند، ولی ما چهرهای زیبا و درخشان به لطف لباسی از لعل و جواهرات داریم.
به گاه جلوه چو طاووس عقلها بردهگشاده چون دل عشاق پر رعنا را
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی و جمال نمایان میشود، عقلها را مفتون میکند و دل عاشقان را مانند پر زیبای طاووس، گشاده و شگفتانگیز میسازد.
ز عکسشان فلک سبز رنگ لعل شودقیاس کن که چگونه کنند دلها را
هوش مصنوعی: از نظر زیبایی و تاثیرگذاری، تابش نور چهرهی آنها میتواند آسمان را به رنگ سبز درآورد. حالا تصور کن که چگونه میتوانند دلها را تحت تاثیر قرار دهند.
درآورند به رقص و طرب به یک جرعههزار پیر ضعیف بمانده برجا را
هوش مصنوعی: با یک جرعه الکل، جمعیتی از پیرمردان ضعیف را به رقص و شادی وامیدارند و در جا نگه میدارند.
چه جای پیر که آب حیات خلاقندکه جان دهند به یک غمزه جمله اشیاء را
هوش مصنوعی: جایگاه قدیسی که میتواند با یک نگاه زنده کننده، جان تازهای به تمام موجودات بدهد، چه ارزشی دارد.
شکرفروش چنین چست هیچ کس دیدهستسخن شناس کند طوطی شکرخا را
هوش مصنوعی: شکرفروش چابک و تندرو است و هیچکس او را ندیده است که بتواند طوطی شیرینگوی را بشناسد.
زهی لطیف و ظریف و زهی کریم و شریفچنین رفیق بباید طریق بالا را
هوش مصنوعی: عجب است این دوستی که هم لطیف و ظریف است و هم کریم و محترم. برای دستیابی به ترقیات بالا، چنین رفیقی لازم است.
صلا زدند همه عاشقان طالب راروان شوید به میدان پی تماشا را
هوش مصنوعی: عاشقان را به هم ندا دادند که برای دیدن معشوق قدوم به میدان بیایند و به سوی او روانه شوند.
اگر خزینه قارون به ما فروریزندز مغز ما نتوانند برد سودا را
هوش مصنوعی: اگر تمام ثروت و داراییهای قارون بر سر ما بریزد، باز هم نمیتوانند از اندیشه و فکر ما چیزی ببرند یا ما را تحت تأثیر قرار دهند.
بیار ساقی باقی که جان جانهاییبریز بر سر سودا شراب حمرا را
هوش مصنوعی: ساقی مستانه را بیاور و شراب سرخ را بر سر عاشقان بریز تا جان آنها دوباره زنده شود.
دلی که پند نگیرد ز هیچ دلداریبر او گمار دمی آن شراب گیرا را
هوش مصنوعی: دل کسی که از هیچ تسلی بخشی پند نگیرد، برای او بهتر است که لحظهای آن شراب دلانگیز را بنوشد.
زهی شراب که عشقش به دست خود پختهستزهی گهر که نبودهست هیچ دریا را
هوش مصنوعی: عشق را مانند شرابی میدانیم که خود با دستانش تهیه و ساخته شده است. همچنین به جواهراتی اشاره میکند که هیچ دریا یا عمق دیگری قادر به داشتن آنها نبوده است. این جواهرات، نماد ارزش و زیبایی خاصی هستند که تنها در عشق وجود دارد.
ز دست زهره به مریخ اگر رسد جامشرها کند به یکی جرعه خشم و صفرا را
هوش مصنوعی: اگر زهره (سیاره) جامش را به مریخ (سیاره دیگر) برساند، در یک لحظه خشم و کینه را رها میکند.
تو ماندهای و شراب و همه فنا گشتیمز خویشتن چه نهان میکنی تو سیما را
هوش مصنوعی: تو هنوز در کنار شراب ماندهای و ما همه در دنیای فانی محو شدهایم. چرا چهرهات را از ما پنهان میکنی؟
ولیک غیرت لالاست حاضر و ناظرهزار عاشق کشتی برای لالا را
هوش مصنوعی: اما غیرت هیچ صدایی ندارد، در حالی که همواره حاضر و ناظر است و هزاران عاشق را به خاطر عشق به لالا از پا درمیآورد.
به نفی لا لا گوید به هر دمی لالابزن تو گردن لا را بیار الا را
هوش مصنوعی: در هر زمانی که به کسی نه میگویی، باید بدانید که گفتن بله به چیزهای خوب و مثبت مهم است. بر این اساس، به سوی خوبیها و مثبتها بروید و آنها را به خود نزدیک کنید.
بده به لالا جامی از آنک میدانیکه علم و عقل رباید هزار دانا را
هوش مصنوعی: به کسی که خواب است، جامی از شراب بده که میدانی علم و عقل میتوانند هزاران فرد دانا را نیز گمراه کنند.
و یا به غمزه شوخت به سوی او بنگرکه غمزه تو حیاتیست ثانی احیا را
هوش مصنوعی: به او نگاه کن و با ناز و بازیگوشی خود را به او نشان بده، زیرا این ناز و بازیگری تو مانند زندگی دوبارهای است که روحی تازه به وجود میآورد.
به آب ده تو غبار غم و کدورت رابه خواب درکن آن جنگ را و غوغا را
هوش مصنوعی: به دیگران کمک کن تا غم و ناراحتی را فراموش کنند و در آرامش و سکوت زندگی کنند و از درگیریها و هیاهوها دور شوند.
خدای، عشق فرستاد تا در او پیچیمکه نیست لایق پیچش ملک تعالی را
خدا، عشق را فرستاد که ما بهآن بپیچیم و عمر بهآن صرف کنیم زیرا که حتی ملکِ متعالی، سزاوار پیچش و عمر نهادن نیست.
بماند نیم غزل در دهان و ناگفتهولی دریغ که گم کردهام سر و پا را
هوش مصنوعی: نیمهکار باقی ماندن یک شعر در ذهنم و هنوز نگفتن آن را در بر دارد. افسوس که احساس میکنم در خودم گم شدهام و نمیتوانم سر و پا را تشخیص دهم.
برآ بتاب بر افلاک شمس تبریزیبه مغز نغز بیارای برج جوزا را
هوش مصنوعی: ای خورشید، بر آسمان درخشان شو و طرز زیبای شمس تبریزی را در دل و جان از نو بیارای و برج جوزا را زینت بده.