غزل شمارهٔ ۲۵۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شبهای خاصی اشاره میکند که در آنها فرصتهای روحانی و عرفانی فراهم است. او از زیبایی و نور الهی صحبت میکند که در این شبها به دلها میتابد و عاشقان را به بیداری دعوت میکند. به نمایش این نکته میپردازد که خواب و غفلت مانع دریافت این جمال و نعمتها از خداوند میشود.
شاعر با اشاره به داستانهای معروفی چون معراج پیامبر (ص) و دیدن نور درخت توسط موسی (ع)، بر اهمیت بیداری در شب و جستجوی حقیقت تأکید دارد. او میگوید که عاشق نمیتواند به راحتی بخوابد، چرا که عشق او را به جستجوی محبوب وا میدارد. در پایان نیز به لزوم استفاده از فرصتهای معنوی در زندگانی اشاره میکند و از شنوندگان میخواهد که از لحظات زندگی غفلت نکنند و به سمت خداوند بروند.
گر بنخسبی شبی ای مه لقارو به تو بنماید گنج بقا
هوش مصنوعی: اگر شبی استراحت کنی، ای یار زیبا، نور چهرهات میتواند به تو پایداری و جاودانگی را نشان دهد.
گرم شوی شب تو به خورشید غیبچشم تو را باز کند توتیا
هوش مصنوعی: اگر شب تو به گرمای خورشید پنهان بیش از اندازه گرم شود، چشمان تو را همچون تِتِر رنگی باز خواهد کرد.
امشب استیزه کن و سر منهتا که ببینی ز سعادت عطا
هوش مصنوعی: امشب را فراموش کن و به خواب برو تا ببینی که از خوشبختی چه چیزهایی نصیبت خواهد شد.
جلوهگه جمله بتان در شب استنشنود آن کس که بخفت الصلا
هوش مصنوعی: تمام زیباییها و جلوههای معشوقان در شب نمایان است، اما کسی که خوابش برده، نخواهد شنید و درک نخواهد کرد.
موسی عمران نه به شب دید نور؟!سوی درختی که بگفتش بیا؟
هوش مصنوعی: آیا موسی پسر عمران در شب نور را ندید؟ به سوی درختی که به او گفت بیا؟
رفت به شب بیش ز ده ساله راهدید درختی همه غرق ضیا
هوش مصنوعی: او در شب، بعد از ده سال سفر، درختی را دید که تماماً در نور و روشنی غوطهور بود.
نی که به شب احمد معراج رفت؟!برد براقیش به سوی سما
هوش مصنوعی: در شب معراج پیامبر احمد، چه کسی میتواند بگوید که آن موجودی که او را به آسمان برد، چه زیبا و درخشان بود؟
روز پی کسب و شب از بهر عشقچشم بدی تا که نبیند تو را
هوش مصنوعی: روزها مشغول کار و تلاش هستم و شبها به خاطر عشق و محبت، از چشم بد دوری میکنم تا تو را نبیند.
خلق بخفتند ولی عاشقانجمله شب قصهکنان با خدا
هوش مصنوعی: مردم خسته و خواب آلود شدند، اما عاشقان در طول شب مشغول صحبت با خدا بودند.
گفت به داوود خدای کریمهر کی کند دعوی سودای ما
هوش مصنوعی: خداوند مهربان به داوود گفت: هر کسی که ادعای عشق ما را داشته باشد.
چون همه شب خفت بود آن دروغخواب کجا آید مر عشق را
هوش مصنوعی: وقتی تمام شب به خواب رفتهای، دروغین بودن خواب چه معنایی دارد برای عشق؟
زان که بود عاشق خلوت طلبتا غم دل گوید با دلربا
هوش مصنوعی: چون عاشق است و به خلوت میخواهد برود تا بتواند درد و غمهای دلش را با معشوقش در میان بگذارد.
تشنه نخسپید مگر اندکیتشنه کجا خواب گران از کجا
هوش مصنوعی: تشنه هرگز نمیخوابد مگر اینکه کمی از تشنگیاش برطرف شود، اما خواب سنگین از کجا میآید؟
چونک بخسپید به خواب آب دیدیا لب جو یا که سبو یا سقا
هوش مصنوعی: وقتی که در خواب فرو میرود، آب میبیند؛ یا کنار جوی آب، یا یک پیاله، یا آبفروش.
جمله شب میرسد از حق خطابخیز غنیمت شمر ای بینوا
هوش مصنوعی: تمام شب به فرمان حق میگذرد، فرصت را غنیمت شمار ای بینوای بیچاره.
ور نه پسِ مرگ تو حسرت خوریچونک شود جان تو از تن جدا
هوش مصنوعی: اگر بعد از مرگت افسوس بخوری، چون جانت از بدنت جدا شود، دیگر هیچ فایدهای ندارد.
جفت ببردند و زمین ماند خامهیچ ندارد جز خار و گیا
جفت را ببردند و زمین را شخم نزدی؛ و زمین تو جز خار و گیاه هرز چیزی ندارد. (جفت: خیش، ابزار شخم زدن در کشاورزی)
من شدم از دست تو باقی بخوانمست شدم سر نشناسم ز پا
هوش مصنوعی: من از محبت تو سرمست شدم و دیگر نمیتوانم به قدمهایم توجهی داشته باشم.
شمس حق مفخر تبریزیانبستم لب را تو بیا برگشا
هوش مصنوعی: شمس الحق، افتخار مردم تبریز است. من سخن را نگه داشتهام، تو بیا و آن را باز کن.