غزل شمارهٔ ۲۸۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ساقی (نگهبان میخانه) میگوید که جام را با شراب پر کند و او را به دعا و نماز دعوت میکند. شاعر میگوید که جسمش مانند جام است و چهره معشوقش مانند قهوهای دلپذیر است. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید هیچ عاشق نمیتواند ساعتی از روی بوسهاش بهرهمند شود بدون اینکه در دلش غمی باشد. همچنین اشاره میکند که دیدار معشوقش برای او امنتر از مرگ است و عشق او مانند نسیمی بر جانش تاثیر میگذارد. در پایان، شاعر از ساقی میخواهد که او را با شراب بنوشاند تا دلش از زیبایی معشوق باز شود و شادابی پیدا کند.
یا ساقی المدامه حی علی الصلااملا زجاجنا بحمیا فقد خلا
هوش مصنوعی: ای ساقی شراب، بیزحمت برای ما زودتر بیا، از شراب پر کن لیوان ما را که وقت نماز رسیده و ما در حال بیحالی هستیم.
جسمی زجاجتی و محیاک قهوتییا کامل الملاحه و اللطف و العلا
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و ظرافت ظاهری اشاره دارد. به عبارتی، فرد یا چیزی که توصیف شده، دارای ویژگیهای جذاب و دلربا است که میتواند از شفافیت و لطافت ویژهای برخوردار باشد. همچنین اشاره به جذابیت و نکات مثبت در شخصیت یا ظاهر آن فرد دارد.
ما فاز عاشق بمحیاک ساعهالا و فی الصدود تلاشی من البلا
هوش مصنوعی: عشق من به چهرهات هرگز کم رنگ نمیشود و در هر حالتی، حتی در مواقعی که بیاعتنایی میکنی، تلاشی برای رسیدن به تو از سوی من ادامه دارد.
الموت فی لقائک یا بدر طیبحاشاک بل لقاؤک امن من البلا
هوش مصنوعی: مرگ در دیدار تو، ای بدر طیب، بعید است. بلکه دیدار تو امنی است از بلا و مصیبت.
لما تلا هواک صفاتا لمهجتیفیها حمائم یتلقین ما تلا
هوش مصنوعی: زمانی که عشق تو صفاتش را بر دل من خواند، مانند کبوترانی بودند که آنچه خوانده میشود را با شوق دریافت کردند.
اسقیتنی المدامه من طرفک البهیحتی جلا فؤادی من احسن الجلا
هوش مصنوعی: مرا از شراب خوشگلت سیراب کردی تا دل من به بهترین حالت شاداب شد.