غزل شمارهٔ ۳۵۳
هوش مصنوعی: این شعر به تشریح حالت انسانی میپردازد که در جستوجوی حقیقت و معنی زندگی است. شاعر با اشاره به عقل و خرد، نکوهش میکند که انسانها در این بزم به دور از خود و هویت واقعی خود میچرخند. او به زیبایی و لذتهای زندگی که ممکن است گذرا باشند، اشاره میکند و از پیر wisdom میخواهد که جامی بنوشد، چرا که در اینجا خرد و تجربه اهمیت دارد. شعر همچنین به گذرا بودن زندگی و دنیا و ضرورت پرداختن به زیباییها و عمق وجود اشاره میکند. در نهایت، شاعر با بیان تمایل به سکوت و آرامش، از دلخوشیها و پیوستگی آنها با زندگی میگوید.
زهی می کاندر آن دستست هیهاتکه عقل کل بدو مستست هیهات
هوش مصنوعی: بسیار خوشا به حال کسی که در آن مینوشد، آنچنان که عقل کامل نیز به او مجذوب است. چنین چیزی بسیار نادر است.
بر آن بالا برد دل را که آن جاسر نیزه زحل پستست هیهات
هوش مصنوعی: دل را به سمت آسمان بلند کن، زیرا در آن نقطه، سر نیزه زحل پایینتر است. وای بر ما از این مرتبه.
هر آن کو گشت بیخویش اندر این بزمز خویش و اقربا رستهست هیهات
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مهمانی از خود و نزدیکانش جدا شود، باید بداند که این کار بسیار دشوار و ناگوار است.
چو عنقا برپرد بر ذروه قافکه پیشش که کمربستهست هیهات
هوش مصنوعی: مانند پرندهای افسانهای بر قله کوه قاف پرواز کن که هیچکس نمیتواند به او نزدیک شود.
عجایب بین که شیشه ناشکستههزاران دست و پا خستهست هیهات
هوش مصنوعی: تعجب آور است که شیشهای سالم و نشکسته، در عین حال، هزاران آدم خسته و ناکام وجود دارند. واقعاً عجیب است!
مرا گویی که صبر آهستهتر رانچه جای صبر و آهستهست هیهات
هوش مصنوعی: مرا میگویی که با صبر و آرامش پیش بروم، اما صبر چه جایی دارد؟ این انتظار و آرامش برای من امکانپذیر نیست.
بده آن پیر را جامی و بنشانکه این جا پیر بایستهست هیهات
هوش مصنوعی: به او نوشیدنی بده و بنشانش، زیرا در اینجا نشستن او ضروری است. از اینرو، هیچ حرفی در این مورد نباید باشد.
خصوصا جان پیریها که عقلستکه خوش مغزست و شایستهست هیهات
هوش مصنوعی: به ویژه جان افراد پیر که پر از عقل و دانش هستند، واقعاً ارزشمند و شایسته احتراماند.
از آن باغ و ریاض بینهایتهمه عالم چو گلدستهست هیهات
هوش مصنوعی: از آن باغ و فضای بیپایان، همهی عالم مانند گلدستهای بلند و زیباست، اما افسوس که این زیبایی قابل دسترسی نیست.
چو گلدستهست پوسیده شود زودبه دشتی رو کز او رستهست هیهات
هوش مصنوعی: مانند گلدستهای است که زود خراب میشود، در دشت که از آن رسته است، آه چقدر دور است.
میی درکش به نام دلرباییکه بس زیبا و برجستهست هیهات
هوش مصنوعی: مسیری که به سمت زیبایی دلربا میبرد را بنوش، زیرا آن زیبایی بسیار شگفتانگیز و درخشان است. دقت کن که چنین زیبایی را نمیتوان به راحتی نادیده گرفت.
ز بس خونها که او دارد به گردنخرد را طوق بسکستهست هیهات
هوش مصنوعی: به خاطر خونهای زیادی که بر گردن اوست، خرد و دانایی به شدت آسیب دیده و متلاشی شده است.
شکنهایی که دارد طره اوبهای مشک بشکستهست هیهات
هوش مصنوعی: به زودی مشخص میشود که زیبایی و جذابیت موهای او به قدری ارزشمند و گرانبهاست که هیچ چیز نمیتواند آن را معادلسازی کند.
خمش کردم خموشانه به من دهکه دل را گفت پیوستهست هیهات
هوش مصنوعی: من سکوت میکنم و آرامش خود را حفظ کردهام، اما از من بخواه که دل به چیزی دل نبندد، چرا که همیشه میگوید این امکانپذیر نیست.