تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۰۷

ماهی تو که فتنه‌ای ندارم ز تو دستدرمان ز که جویم که دلم از تو بخست
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیستگر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست