غزل شمارهٔ ۴۰۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف لحظهای mystical و پرجلال پرداخته که در آن روشنی چشمان محبوب، به نوعی با نور الهی در ارتباط است. شاعر اشاره میکند که در آن لحظه ویژه، ملکها سجده میکنند و انسانها به او توجه دارند. در اینجا، هر کس که در آن حال سر بر پای محبوب نگذارد، به نوعی به شیطان تشبیه شده است. شاعر میگوید آنکه از نور او بیخبر باشد، تن بیجان است. همچنین شاعر دعوت به شجاعت میکند و از انسانها میخواهد که دل به این لحظه بسپارند و جانشان را در این راه فدا کنند. در پایان، اشاره به شمس تبریز دارد که نماد حقیقت و فرمانروایی ابدی است.
چَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان استماه اَز او، چَشْم گِرِفْتهست و فَلَک، لَرْزان است
هوش مصنوعی: چشمی پر از نور و درخشان که به زیبایی محبوبش خیره شده، باعث شده که ماه نیز از درخشندگی او تبعیت کند و آسمان به خاطر این زیبایی به وجد آمده و به لرزه درآید.
خاصِه، آن لَحْظِه کِه اَز حَضْرَتِ حَق، نور کِشَدسِجْدِهگاهِ مَلَک و قِبْلِهیِ هَر اِنْسان است
هوش مصنوعی: به ویژه در آن لحظه که زمین سجدۀ ملائکه و قبلهٔ هر انسانی، نور الهی را از حضرت حق دریافت میکند.
هَر کِه او، سَر نَنَهَد بَر کَفِ پایَش، آن دَمبَهْرِ ناموسِ مَنی، آن نَفَس، او، شِیْطان است
هوش مصنوعی: هر کسی که سرش را به پای من نگذارد، در آن لحظه به خاطر ناموس من است، و نفس او شیطانی است.
وَ آنْک، آن لَحْظِه نَبینَد اَثَرِ نور، بَر اواو، کَم اَز دیو بُوَد؛ زانْک تَنِ بیجان است
هوش مصنوعی: آن لحظهای که او نتواند نور را ببیند، نشاندهنده این است که او به اندازه یک دیو از روح و زندگی دور شده است؛ زیرا وجود جسمانی او بدون جان و روح است.
دِل بِه جا دار دَر آن طَلْعَتِ باهِیْبَتِ اوگَر تو مَرْدی که رُخَش قِبْلِهگَهِ مَرْدان است
هوش مصنوعی: در دل باید جایی برای آن چهره باوقار و زیبا داشته باشی، اگر تو مردی هستی که چهره او برای مردان مانند قبله است.
دَسْت بَرْدار زِ سینِه، چِه نِگَه میداری؟جان دَر آن لَحْظِه بِدِه شاد کِه مَقْصود، آن است
هوش مصنوعی: از دل خود رها شو و نگذار در آنجا تنها بمانی، در لحظهای که به زندگی و شادی توجه داری، به هدف و مقصود واقعیات نزدیک میشوی.
جُمْلِه را آب دَرْاَنْداز و دَر آن آتَش شوکآتَشِ چِهْرِهیِ او، چِشْمِهگَهِ حِیْوان است
هوش مصنوعی: همه را در خود غرق کن و در آن حرارت و شور و شوقی ایجاد کن؛ زیرا آن شور و شوق در چهرهاش، نشانهای از زندگی و احساسات اوست.
سَر بَرآوَر زِ میانِ دِلِ شَمْسِ تَبْریزکاو خَدیوِ اَبَد و خُسْروِ هَر فَرْمان است
هوش مصنوعی: از دل شمس تبریز برمیآید، که او همیشه فرمانروای بینظیری است و در همه زمانها صاحب اقتدار و عشق است.