تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۹۷

در نوبت عشق چشم باشد در بارچون او بگذشت دل بروید چو بهار
این دم چو بهار است ز روی دلدارچون کار به نوبت است دم را هشدار