تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۹۹۷

از آتش تو فتاده جانم در جوشوز باده تو شده است جانم مدهوش
از حسرت آنکه گیرمت در آغوشهرجای کنم فغان و هر سوی خروش