تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸

چون زرد و نزار دید او رو یک منخونابه روان ز چشم چون جو یک من
خندید و به خنده گفت دلجو یک منای ظالم مظلومک بدخو یک من