تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۶۶۸

از جان بگریزم ار ز جان بگریزیاز دل بگریزم ار از آن بگریزی
تو تیری و ما همچو کمانیم هنوزتیری چه عجب گر ز کمان بگریزی