تناجی
جلال الدین محمد مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۷

رو ای غم و اندیشه خطا می‌گوئیاز کان وفا چرا جفا می‌گوئی
هر کودک را گر از جفا ترسانندمن پیر شدم در این مرا می‌گوئی