غزل شمارهٔ ۵۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بویی دلانگیز و نور زیبا صحبت میکند که به نظر میرسد نشانه آمدن یار محبوبش باشد. او توصیف میکند که این یار همچون گل و ماه میدرخشد و از کوه و غار به سوی او میآید. شاعر به حالت مستی و سرخوشی اشاره میکند و همزمان به این فکر میافتد که جویای حضور یار باشد. او نشان میدهد که حتی اگر یار تنها هم بیاید، نور و زیبایی او چگونه بر محیط تاثیر میگذارد. در نهایت، شاعر از احساس شرم و استغفار خود در برابر زیبایی یار صحبت میکند و این احساسات را به شکل تصاویری شاعرانه و پرمعنا بیان میکند.
چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآیدمگر آن یار گل رخسار از آن گلزار میآید
هوش مصنوعی: چه بویی است که به مشام میرسد؟ آیا یارم میآید؟ آیا آن محبوب با چهره زیبا از باغ گلها میآید؟
شبی یا پرده عودی و یا مشک عبرسودیو یا یوسف بدین زودی از آن بازار میآید
هوش مصنوعی: شبی یا این که بوی عود میدهد و یا عطر مشک دارد، و یا اینکه یوسف به زودی از آن بازار میآید.
چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست اینمگر آن یار خلوت جو ز کوه و غار میآید
هوش مصنوعی: این چه نوری است که در آسمان میتابد؟ این چه تابش روشنی است که مانند ماه و خورشید است؟ آیا محبوب و معشوق من از کوهها و غارها به سوی من میآید؟
سبوی می چه میجویی دهانش را چه میبوییتو پنداری که او چون تو از این خمار میآید
هوش مصنوعی: در این اشعار به این موضوع اشاره شده که چرا به دنبال سبوی شراب هستی و چرا به بوی دهان آن توجه میکنی. این گمان را داری که سبو هم مثل تو از این حالت مستی و خماری بیرون میآید، در حالی که او وضعیت متفاوتی دارد. در واقع، شاعر به تفاوتها و جداییهای بین تجربیات انسانی و اشیاء غیر زنده اشاره میکند.
چه نقصان آفتابی را اگر تنها رود در رهچه نقصان حشمت مه را که بیدستار میآید
هوش مصنوعی: اگر خورشید تنها در مسیر خود حرکت کند، هیچ عیبی ندارد و از ارزشش کاسته نمیشود. همچنین، اگر ماه بدون تاج و زینتهایش ظاهر شود، باز هم از جلال و شکوه او کاسته نخواهد شد.
چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گلاز آن میخانه چون مستان چه ناهموار میآید
هوش مصنوعی: این دل در آن جمع چقدر شاداب و سرمست بود که مانند مستان در گل و لای فرو رفته است، و حتی از آن میخانه نیز به صورت ناهموار و بینظم میآید.
مخسب امشب مخسب امشب قوامش گیر و دریابشکه او در حلقه مستان چنین بسیار میآید
هوش مصنوعی: امشب را از دست نده و حواست را جمع کن و او را دریاب، زیرا او در جمع شادمانان، به وفور پیدا میشود.
گلستان میشود عالم چو سروش میکند سیرانقیامت میشود ظاهر چو در اظهار میآید
هوش مصنوعی: جهان به زیبایی و خرمی گلستان میشود زمانی که ندای فرشته (سروش) در میآید و روز قیامت نمایان میشود، به محض اینکه حقیقت و واقعیت خود را نشان میدهد.
همه چون نقش دیواریم و جنبان میشویم آن دمکه نور نقش بند ما بر این دیوار میآید
هوش مصنوعی: ما همه مانند نقوشی روی دیوار هستیم که تنها در لحظهای که نور تصویر ما را روشن میکند، به حرکت درمیآییم.
گهی در کوی بیماران چو جالینوس میگرددگهی بر شکل بیماران به حیلت زار میآید
هوش مصنوعی: گاهی در میان کاشانهى بیماران مثل جالینوس، پزشک بزرگ، میچرخد و گاهی به شیوهای نالان و زار، خود را به شکل بیماران در میآورد.
خمش کردم خمش کردم که این دیوان شعر منز شرم آن پری چهره به استغفار میآید
هوش مصنوعی: من به خاطر شرم آن معشوقه زیبا، سکوت کردم و شعرهایم را پنهان نگه داشتم تا او به استغفار بیفتد.