غزل شمارهٔ ۷۸۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و حالاتی است که در اثر آن به وجود میآید. شاعر از حریفان و دوستانش میگوید که در زیر تأثیر عشق شکست خورده و به زمین افتادهاند. او از توصیف تب عشق و ناتوانی در برابر آن یاد میکند و به شدت احساس تنهایی میکند در حالی که همه در عشق معشوق غرق شدهاند. همچنین اشارهای به دخترانش دارد که به زیبایی تشبیه شدهاند و دلش میسوزد که چقدر افراد درگیر عشق میشوند و برخی از آنها حتی از روی ظاهر شاد به نظر میرسند، در حالی که در درون بیدل و ناتواناند. در نهایت، شاعر درخواست میکند که او را در آزادی از این حال و درد عشق کمک کنند. شمس تبریز به عنوان نمادی از نور و عشق در زندگی او مطرح میشود.
ای دریغا که حریفان همه سر بنهادندباده عشق عمل کرد و همه افتادند
هوش مصنوعی: آه، افسوس که دوستان همه سرشان را پایین آوردند و در عشق غرق شدند و همه به زمین افتادند.
همه را از تبش عشق قبا تنگ آمدکله از سر بنهادند و کمر بگشادند
هوش مصنوعی: همه به خاطر عشق، احساس خستگی و تنگی کردند و به تصمیماتی جدی رسیدند؛ برخی کلاه از سر برداشتند و برخی کمربند خود را loosen کردند.
این همه عربده و تندی و ناسازی چیستنه همه همره و هم قافله و هم زادند
هوش مصنوعی: این همه سر و صدا و تندی و ناهماهنگی که به پا کردهاید، برای چیست؟ شما که همه در یک جمع و گروه و همسفر هستید.
ساقیا دست من و دامن تو مخمورمتو بده داد دل من دگران بیدادند
هوش مصنوعی: ای ساقی، دست من به دامن توست و من به شدت مست هستم؛ تو باید به من بدهی تا دل من آرام بگیرد، چرا که دیگران نسبت به من بیرحمانه عمل کردهاند.
من عمارت نپذیرم که خرابم کردیای خراب از می تو هر کی در این بنیادند
هوش مصنوعی: من دیگر بنایی را که تو خرابش کردهای نمیپذیرم، ای ویرانکننده، زیرا از می تو هر کسی در این بنیاد باقی است.
ای خدا رحم کن آن را که مرا رحم نکردبه صفات تو که در کشتن من استادند
هوش مصنوعی: خدایا به آن کسی که به من رحم نکرد، رحم کن؛ بر اساس ویژگیهای تو که در کشتن من مهارت دارند.
بیخودم کن که از آن حالتم آزادیهاستبنده آن نفرم کز خود خود آزادند
هوش مصنوعی: من بیدلیل خودم را به حالت خاصی دچار کردهام که در آن آزادیها وجود دارد. من، بنده کسی هستم که از خود، آزاد است.
دختران دارم چون ماه پس پرده دلماه رویان سماوات مرا دامادند
هوش مصنوعی: دخترانی دارم که مانند ماه هستند و پشت پرده قرار دارند، افرادی که زیبا هستند و از آسمان به من سر زدهاند، حالا به همسری درآمدهاند.
دخترانم چو شکر سرتاسر شیرینندخسروان فلک اندر پیشان فرهادند
هوش مصنوعی: دخترانم مانند شکر هستند و در تمام نقاط شیرینی دارند؛ مانند فرهاد که در پیشانی خسروان آسمان به چشم میآید.
چون همه باز نظر از جز شه دوختهاندگرد مردار نگردند نه ایشان خادند
هوش مصنوعی: وقتی همه نظرها تنها به یک حقیقت بزرگ معطوف شده است، دیگر به چیزهای بیارزش توجه نمیشود و آنها نمیتوانند به چیزهای بیمحتوا تبدیل شوند.
همه لب بر لب معشوق چو نی نالاننددل ندارند و عجب این که همه دلشادند
هوش مصنوعی: همه عاشقان به عشق معشوق خود، مانند نی که ناله میکند، در ظاهر گلهمند و غمگین هستند، اما جالب اینجاست که در دل همه آنها شادی و خوشحالی وجود دارد.
گر فقیرند همه شیردل و زربخش انداین فقیران تراشنده همه خرادند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که حتی اگر همه افراد ظاهراً فقیر و بیچیز باشند، در واقع آنها انسانهای شجاع و نیکوکار هستند. این فقیران در حقیقت دارای مهارت و ذکاوت زیادی هستند و میتوانند کارهای بزرگ و ارزشمندی انجام دهند.
خود از آن کس که تراشیده تو را زو بتراشدگران حیله گر و ظالم و بیفریادند
هوش مصنوعی: از آن کسی که تو را خلق کرده است، کمک بگیر و خود را از دست دیگران که فریبکار و ظالم هستند نجات بده.
رو ترش کرده چرایی که خریدارم نیستعاشقانند تو را منتظر میعادند
هوش مصنوعی: چرا به من رو ترش کردهای؟ من عاشقان زیادی دارم که منتظر تو هستند.
تن زدم لیک دلم نعره زنان میگویدباده عشق تو خواهم که دگرها بادند
هوش مصنوعی: من به ظاهر ساکت و آرام هستم، اما در دل ناله و فریاد میکنم که به عشق تو نیاز دارم و دیگران را فراموش کردهام.
شمس تبریز به نور تو که ذرات وجودهمه در عشق تو موماند اگر پولادند
هوش مصنوعی: وجود تمام چیزها در عشق تو ذوب شده و مانند موم نرم هستند، حتی اگر به ظاهر خود را به سختی پولاد نشان دهند. نور وجود تو، آنها را به حالت لطیف و عاشقانه تبدیل میکند.