غزل شمارهٔ ۷۸۵
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیت انسانی اشاره دارد که نه به زهد و پارسایی محتشمان میپردازد و نه به فقر و پریشانی مفلسان. گویا شاعر خود را در میان سوختگان و عاشقانی مییابد که از لذت عشق رنج میبرند و با این حال، به دنبال نور و زیبایی هستند.
شاعر از عشق و طرب صحبت میکند و به وضعیت ناامیدان اشاره میکند که وقتی به چهره عشق نگاه میکنند، دوباره شاد میشوند. او بیان میکند که برخی از افراد باید برای رسیدن به عشق و شادی، به صورت جمعی به سمت آن بیایند.
شعر به جریان زندگی و عشق میپردازد و میگوید که ممکن است افراد مختلف با عقاید یا وضعیتهای متفاوت، هر کدام روشی برای درک و پذیرش عشق داشته باشند. در نهایت، شاعر به عقل و منطق میگوید که در این مجلس عشق، نباید به تفکر سنگین پرداخته شود، چرا که عشق و جمال خود برتری دارد.
ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرندو نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند
هوش مصنوعی: ما نه از آن شخصیتهای باوقار هستیم که به دنبال نوشیدنی و عیشونوش بروند و نه از آن تنگدستانی که برای یک بُز لاغر خود را به زحمت بیندازند.
ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوزآب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند
هوش مصنوعی: ما از جمله افرادی هستیم که برای رسیدن به خوشبختی و زندگی جاودان، از لذتی که آب حیات به ما میدهد، دست میکشیم و به دنبال آتش و چالشهای زندگی میرویم.
چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیماز ضیا شبصفتان جمله رهِ در گیرند
هوش مصنوعی: وقتی که مانند ماه از روزنههای هر خانه نور میتابیم، همه شبزندگان در مسیر ما گرفتار میشوند.
ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکستچو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند
هوش مصنوعی: ناامیدان وقتی میبینند که ما با شادابی و نشاط به آنها نگاه میکنیم، میتوانند شکسته شدن آمال و آرزوهایشان را فراموش کرده و دوباره شاد شوند.
آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشدمگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند
هوش مصنوعی: کسی که از این نوشیدنی بنوشد، هیچ چیز جز او را تحتتأثیر قرار نخواهد داد، مگر اینکه او را با چادر یا گلیم از نزد ما دور کنند.
هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کساگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا احساس گرمی و شوق کند، نباید به کسی دیگر فخر بفروشد؛ حتی اگر همه افراد سردمزاج به مال و ثروت دست یابند.
در فروبند و بده باده که آن وقت رسید،زردرویان تو را، که می احمر گیرند
هوش مصنوعی: در میانهی شادمانی و خوشگذرانی، زمانی فرا میرسد که چهرههای اندوهگین و غمگین به تو روی خواهند آورد. پس بیدرنگ بادهی دلچسب را سر بکش و خود را سرگرم کن.
به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشندبه یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند
هوش مصنوعی: برخی افراد ایمان خالص و ناب را مینوشند و به حقیقت میرسند، در حالی که دیگران دست به پرچم کفر میزنند و از عقاید نادرست پیروی میکنند.
آب ماییم به هر جا که بگردد چرخیعود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
هوش مصنوعی: ما مانند آب هستیم که هر جا که برود و بچرخد، ما هم همراه آن خواهیم بود. مانند عود هم هستیم که در هر جایی که آتش بگیرد و دود کند، حضور خواهیم داشت.
پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مهروییستکه ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند
هوش مصنوعی: پشت این پردهٔ آبی، معشوقهای با چهرهای زیبا و درخشان است که نور چهرهاش، ستارگان را نیز زینت میبخشد.
ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهنداگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند
هوش مصنوعی: اگر از آتشسوزیها و مشکلات و بدچلانیها بر تن او غمی بارد، شاید در گوشه چادرش خواب خوشی به او دست دهد.
تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آنها راستکه دل خود بهلند و دل دلبر گیرند
هوش مصنوعی: تو در تردید و نوسان هستی، اما دلهای پاک آنها اینگونهاند که دل خود را رها میکنند و دل محبوب را در دست میگیرند.
خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشقحلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند
هوش مصنوعی: ای عقلِ خردمند، ساکت باش! زیرا در این محفل احساسات، ستارهٔ زیبا همه را به تمسخر میگیرد.