غزل شمارهٔ ۹۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از فقدان حضور محبوب و دلدارش صحبت میکند و میگوید که بدون او هیچ شادی و نشاطی در زندگی وجود ندارد. او به این نکته اشاره میکند که محصولات عشق و زیباییها بدون حضور محبوب بیمعنی هستند. شاعر همچنین به بیاثر بودن زندگی بدون شمس تبریزی اشاره میکند و میگوید که در غیاب او، تنها احساس ملال و غم باقی میماند. به طور کلی، شعر بر اهمیت حضور معشوق در زندگی و عشق تأکید میکند.
بوی دلدار ما نمیآیدطوطی این جا شکر نمیخاید
هوش مصنوعی: بوی محبوب ما به اینجا نمیرسد و طوطی در اینجا شکر و شیرینی نمیخواهد.
هر مقامی که رنگ آن گل نیستبلبل جانها بنسراید
هوش مصنوعی: هر جایی که شکوه و زیبایی وجود نداشته باشد، بلبلان جانها آواز نخواهند خواند.
خوش برآییم دوست حاضر نیستعشق هرگز چنین نفرماید
هوش مصنوعی: اگر با دوستی خوش باشیم که در کنار ما نیست، عشق هرگز چنین دستوری نخواهد داد.
همه اسباب عشق این جا هستلیک بیاو طرب نمیشاید
هوش مصنوعی: در اینجا تمام امکانات و عوامل عشق مهیا است، اما بدون او شادی و سرور حاصل نمیشود.
مادر فتنهها که می باشدطربی بیرخش نمیزاید
هوش مصنوعی: مادر همه فتنهها، شوق و خوشحالی است و بدون وجود چهرهای زیبا، چنین شوق و نشاطی به وجود نمیآید.
هر شرابی که دوست ساقی نیستجز خمار و شکوفه نفزاید
هوش مصنوعی: هر نوشیدنی که محبوب دلبند من نیست، تنها باعث دردسر و افسردگی میشود و هیچ شادی و زیبایی نمیآورد.
همه آفاق پرستاره شودگازری را مراد برناید
هوش مصنوعی: تمامی آسمانها پر از ستاره خواهد شد، اما هرگز آرزوی یک گازر برآورده نخواهد شد.
بی اثرهای شمس تبریزیاز جهان جز ملال ننماید
هوش مصنوعی: بدون تأثیر شمس تبریزی، دنیای اطراف تنها میتواند ملال و ناامیدی را به ارمغان آورد.