غزل شمارهٔ ۱۰۱۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر از تجدید روحیه و نعمتهای جدیدی که به زندگی آورده میشود صحبت کرده و به خوبیها و زیباییهای معشوق اشاره میکند. او همچنین بیان میکند که جان خود را فدای خاک محبوبش میکند و هیچ چیز بهتر از عشق و زیبایی او نیست. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که هیچ کس نمیتواند از عشق حقیقی خود چشمپوشی کند و این عشق جان را میکشد.
میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسیددر گل و گلزار و نسرین روح دیگر بردمید
هوش مصنوعی: دگرگونی تازهای برای بزرگان در راه است که در میان گلها و باغها، روحی نوین را به همراه دارد.
با ملیحا زاده الرحمن احسانا جدیدیا منیرا زاده نور علی نور مزید
هوش مصنوعی: با مهربانی فرزندان رحمت الهی، یا نورانی که از نوری دیگر برتر و روشنتر هستی، به ما لطف کن.
خوشتر از جان خود چه باشد جان فدای خاک توخوبتر از ماه چه بود ماه در تو ناپدید
هوش مصنوعی: هیچ چیز برای من شیرینتر از جانم نیست، جانم را فدای خاک تو میکنم. چه چیزی میتواند از ماه زیباتر باشد؟ ماه در مقابل زیبایی تو محو شده است.
کل ذی روح یفدی فی هواک روحهکل بستان انیق من جناک مستفید
هوش مصنوعی: هر موجود زندهای برای عشق تو جانش را فدای تو میکند و هر باغ زیبا از وجود تو بهرهمند است.
لست انکر ما ذکرتم البقاء فی الفناکل من ابدی جمیلا لیس یبعد ان یعید
هوش مصنوعی: من از یادآوری زندگی در این جهان خسته نیستم، زیرا هرکس زیبایی را به من نشان دهد، بعید نیست که بار دیگر آن را به یاد آورم.
این ملولی میکشد جان را که چیزی تو بگوهیچ کس را کس گریبان از گزافه کی کشید
هوش مصنوعی: این حرفی که میزند، بسیار گران و دردآور است و به روح انسان آسیب میزند. هیچکس نمیتواند از حرفهای بیهوده و بیفایده بگریزد؛ پس بیدلی و بیحوصلگی از این نوع سخن گفتن میآید.