غزل شمارهٔ ۱۰۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به خواسته شاعر برای نوشیدن شرابی طلایی و روشنگر اشاره دارد که باعث روشنی دلها و افزایش بصیرت میشود. شاعر از کوری هشیاران و نیاز به شراب سلطانی سخن میگوید تا جسم را به جان نزدیک کند و شب را به سحر تبدیل کند. او به انتقادات بیاساس نسبت به مستی و میخوارگی میپردازد و تأکید میکند که نیکو بودن حال در میکده، به دور از قضاوتهای بیهوده، مهم است. در نهایت، شاعر از اهمیت لذت بردن از زندگی و تجربههای روحانی در کنار مستی و شادی صحبت میکند.
ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زرتا سینهها روشن شود افزون شود نور نظر
هوش مصنوعی: ای معشوق با صورت زیبا، قدری نوشیدنی به ما بده تا دلهایمان روشنتر شود و نور نگاهمان افزایش یابد.
کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بدهتا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر
هوش مصنوعی: به ناگاه آگاهی و هوشیاری را کنار بگذار و آن جام سلطنتی را به من بده تا جسم من همچون جان حیات پیدا کند و شب مثل سحر زیبایی و روشنی یابد.
چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدیزیرا نشاید در کرم بر خلق بستن هر دو در
هوش مصنوعی: وقتی خواب و آرامش را بر هم زدی، ای نوشیدنی الهی، به یاد داشته باش که نباید بر بندگان خویش رحم و محبت را ببندی و آنها را از نعمتهای خود محروم کنی.
ای خورده جام ذوالمنن تشنیع بیهوده مزنزیرا که فاز من شکر زیرا که خاب من کفر
هوش مصنوعی: ای کسی که جام نعمت را نوشیدهای، از سرزنش بیجا دوری کن؛ زیرا حالت من شیرین است و خواب من هم ناشکری نیست.
ای تو مقیم میکده هم مستی و هم میزدهتشنیعهای بیهده چون میزنی ای بیگهر
هوش مصنوعی: ای کسی که در میکده زندگی میکنی، هم در حال مستی و هم در حال نوشیدن، چرا به انتقادات بیمورد دیگران توجه میکنی وقتی که مشغول نوشیدن هستی، ای بیمهر و محبت؟