غزل شمارهٔ ۱۰۲۳
هوش مصنوعی: این متن شعری است که دربارهٔ عشق و بادهنوشی صحبت میکند. شاعر به مخاطب توصیه میکند که اگر میخواهد از زیباییهای عشق و زندگی لذت ببرد، باید از آغوش عشق و خوشیها بهرهمند شود. او به جذابیتهای باده اشاره کرده و میگوید اگر دلشوره و غمی دارد، باید در زیر آسمان و با شراب به شادی بپردازد. شاعر به تمایز بین مستان واقعی و افرادی که از عشق دور هستند اشاره کرده و از مخاطب میخواهد که در مسیری درست قدم بردارد، نه در مسیر دنیاپرستی و بیهودگی. در نهایت، او به این موضوع میپردازد که باید از فرصتهای زندگی استفاده کرد و در جستجوی حقیقت و عشق واقعی بود.
اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خورز دستِ یارِ آتشرویِ عالمسوزِ زیبا خور
هوش مصنوعی: اگر تصمیم به نوشیدن شراب داری، از دست محبوب ما بنوش؛ از دست یار زیبایی که دلها را میسوزاند.
نمیشاید که چون برقی به هر دم خرمنی سوزیمثال کشت کوهستان همه شربت ز بالا خور
هوش مصنوعی: نباید مثل یک آتش فشان هر لحظه به طور ناگهانی چیزهایی را بسوزانی؛ مانند کشتزارهای کوهستان که از بالای کوهها نوشیدنی میخورند.
اگر خواهی که چون مجنون حجاب عقل بردریز دست عشق پابرجا شراب آن جا ز بیجا خور
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند مجنون عاشق باشی و عقل خود را کنار بگذاری، به عشق پایدار دست یاب و در آنجا از شراب عشق بنوش، حتی اگر در مکان نامناسبی باشد.
اگر دلتنگ و بدرنگی به زیر گلبنش بنشینوگر مخمور و مغموری از این بگزیده صهبا خور
هوش مصنوعی: اگر غمگین و ناامید هستی، زیر سایه درخت گل بنشین و اگر مست و غمگین هستی، از شراب خوشگوار بنوش.
گریزانست این ساقی از این مستانِ ناموسیاگر اوباش و قلاشی، مخور پنهان و پیدا خور
هوش مصنوعی: این ساقی از مستانی که دچار افراط و رفتار نا مناسب هستند، دوری میکند. اگر جماعتی بیقید و بیضابطه وجود داشته باشد، نه به وضوح و نه به طور مخفی، مشروب بنوشید.
حریفان گر همیخواهی چو بسطامی و چون کرخیمخور باده در این گلخن، بر آن سقف معلا خور
هوش مصنوعی: اگر میخواهی رقیبانت مثل بسطامی و کرخی باشند، در این مکان تاریک باده نخور؛ بلکه در جایی بلند و روشن این کار را انجام ده.
برو گر کارکی داری به کار خویشتن بنشینچو بر یوسف نهای مجنون؛ غم نان زلیخا خور
هوش مصنوعی: اگر کار مهمی داری، به آن مشغول شو و به کار خودت برس. اگر مثل یوسف نیستی که مجنون زلیخا باشی، پس غصه نان او را نخور و نگران او نباش.
کسی دکان کند ویران که بطال جهان باشدچو نربودهاست سیلابت، تو آب از مشک سقا خور
هوش مصنوعی: کسی که بر روی ویرانی دکانش کار کند، به مانند کسی است که در دنیای بیفایدهای به سر میبرد. اگر سیلابی چنین وجود نداشته باشد، تو چرا از مشک سقا آب میخوری؟
بگردِ دیگِ این دنیا چو کفلیز ار همیگردیبرون رو ای سیهکاسه، مخور حمرا و حلوا خور
هوش مصنوعی: به این دنیا مثل یک دیگ بگرد و اگر میخواهی از آن بیرون برو. ای کسی که به فکر چیزهای بیخود هستی، نه شراب بخور و نه شیرینی.
در این بازار ای مجنون چو منبل گرد تن پرخونچو در شاهد طمع کردی برو شمشیر لالا خور
هوش مصنوعی: در این بازار، ای دیوانه، مانند یک انسان بیخبر و آسیبدیدهای. وقتی به زیبایی (شاهد) امید بستی، باید آماده باشی که با خطرات روبهرو شوی، چرا که عشق میتواند مانند شمشیری برنده باشد.
اگر مشتاق اشراقات شمس الدین تبریزیشراب صبر و تقوا را تو بیاکراه و صفرا خور
هوش مصنوعی: اگر به نور و روشنیهای شمسالدین تبریزی علاقهمند هستی، نوشیدن شراب صبر و تقوا را با رغبت و بدون اجبار انتخاب کن.