غزل شمارهٔ ۱۰۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف دنیای خوشگذرانی و لذتهای زندگی میپردازد. او از ساقی زیبایی سخن میگوید که میتواند دلها را شاد کند و میخواهد که جام محبت و شادی را پر کند. شاعر به اهمیت عشق و جمال دوست اشاره دارد و بر این باور است که در سایهٔ محبت دوستان، سعادت واقعی حاصل میشود. همچنین، او به جامعهای پرشور اشاره میکند که در انتظار نعمتها و خوشیهاست و برای مهمانان عزیز خود قربانی میدهد. در نهایت، شاعر از گوشهای دیگر از زندگی به لزوم ابراز احساسات و پرهیز از سکوت میپردازد.
انجیرفروش را چه بهترانجیرفروشی ای برادر
هوش مصنوعی: بهتر از فروشندگی انجیر، خود انجیر فروش است، ای برادر.
ماییم معاشران دولتهین بر کف ما نهید ساغر
هوش مصنوعی: ما همراهان خوشبختی هستیم، پس بگذارید تا جامهایمان را در دستانتان بگذارید.
ای ساقی ماه روی زیباای جمله مراد تو میسر
هوش مصنوعی: ای ساقی با زیبایی به مانند ماه، هر خواستهای که داری برآورده میشود.
از روی تو تاب یافت خورشیدوز بال تو برپرید جعفر
هوش مصنوعی: از زیباییهای تو خورشید نور میگیرد و به خاطر بالهای تو فرشتهها پرواز میکنند.
ماییم بلای دی چشیدهچون باغ ز زخم دی مزعفر
هوش مصنوعی: ما از درد و رنجی که در گذشته کشیدهایم، به مانند گلی هستیم که از زخمهایش سرشار ز خوشبویهای زیباست.
بشنو ز بهار نو سقاهمدر جام کن آن شراب احمر
هوش مصنوعی: بشنو از بهار تازه، بگذار تا سقا شراب سرخ را در جام بکند.
لوح دل را ز غم فروشویای شاه مطهر مطهر
هوش مصنوعی: ای پادشاه پاک و مطهر، دل خود را از غمها پاک نکن.
ای تو همه را ولی نعمتبر ما ز همه کسان فزونتر
هوش مصنوعی: ای تو که به همه بخشندگان و نعمتدهندگان، بر ما از همه بیشتر عطا کردهای.
در سایهات ای درخت طوبیما راست سعادت مکرر
هوش مصنوعی: ای درخت طوبی، در سایهی تو ما بارها به خوشبختی میرسیم.
بر عشق و جمال دوست وقفیموز جمله کارها محرر
هوش مصنوعی: ما برای عشق و زیبایی دوست قد خم کرده و از همه کارها آزاد هستیم.
بر هر که گزید خدمت توشد منصب سلطنت مقرر
هوش مصنوعی: بر هر کسی که به خدمت تو انتخاب شود، مقام سلطنت برای او تعیین شده است.
آن کس که بود مرید خورشیدچون نبود همچو مه منور
هوش مصنوعی: هر که پیرو و عاشق نور خورشید باشد، به خوبی میداند که مانند ماه نمیتواند درخشندگی داشته باشد.
مخمور شدند قوم و تشنهدرده می و زین حدیث بگذر
هوش مصنوعی: مردم نشئه و مست شدند و در جستجوی شراب هستند، بنابراین از این حرفها بگذر.
جان را بده از مزوره خویشتا نبود صحتش مزور
هوش مصنوعی: جان خود را فدای نیرنگ نکن، تا جانی سالم و بینقص داشته باشی.
یک قوم همیرسند مهمانامروز مقدم و مأخر
هوش مصنوعی: یک گروه به خانهای میآیند که در آن زمان، مهمان هستند و هر یک از آنها در نوبت خود به ترتیب وارد میشوند.
ما گاو و شتر کنیم قرباناز بهر قدوم هر برادر
هوش مصنوعی: ما برای هر کدام از برادران، از روی محبت و احترام، گاو و شتر قربانی میکنیم.
چه گاو که میسزد به قرباناز بهر مبشر آن مبشر
هوش مصنوعی: در این بیت، به اهمیت و ارزش قربانی در پیغام یا خبر خوش اشاره شده است. گویا شخصی یا چیزی که ارزش بالایی دارد، باید برای رساندن یک خبر خوب قربانی شود. در واقع، این بیان نشاندهندهی تعهد و فداکاری برای نگهداری یا انتقال چیزی باارزش است.
تو نیز شتردلی رها کناشترواری فرست شکر
هوش مصنوعی: دل خود را از نگرانیها و مشکلات رها کن و به فکر شادی و لذتها باش.
شکر گفتم قدح نگفتمدر نقل بود نبیذ مضمر
هوش مصنوعی: من به خاطر قدح (جام) از شکرگزاری و ستایش سخن گفتم، اما در مورد شراب (نبیذ) که در نقل (داستان) نهفته است، حرف نزدم.
ور این نکنی خموش گردمدانی چه کنم خموشی اندر
هوش مصنوعی: اگر این کار را نکنی، سکوت میکنم. میدانی در سکوت چه خواهم کرد؟