غزل شمارهٔ ۱۱۴۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر اندوه و حسرت شاعر از جدایی معشوق و سفر اوست. شاعر از بیپناهی و غم ناشی از دوری میگوید و احساس میکند که سفر به نوعی گریزی از زندگیاش شده است. او به نقش سرنوشت و چرخش روزگار اشاره میکند و از دشواریهای سفر و ناتوانی در کنار آمدن با هجران مینالد. همچنین، او به جان مسافر و هدف سفر اشاره دارد و تأکید میکند که با وجود سختیها باید به سوی هدف نهایی که دریا است ادامه دهد. در نهایت، شاعر به زیباییهای سفر و امید به دیدار یار در آینده اشاره میکند.
فغان فغان که ببست آن نگار بار سفرفغان که بنده مر او را نبود یار سفر
هوش مصنوعی: آه و ناله که آن معشوق سفر خود را آغاز کرد و من به شدت دلتنگ او هستم، زیرا هیچ یاری ندارم که من را در این سفر همراهی کند.
فغان که کار سفر نیست سخره دستمکه تا ز هم بدرم جمله پود و تار سفر
هوش مصنوعی: آه که در سفر، کارهایم به مشکل افتاده و دست من در این مسیر خلاص نیست. تا زمانی که از یکدیگر جدا شوم، تمام رشتهها و زنجیرههای سفر برایم در هم تنیده شدهاند.
ولیک طالع خورشید و مه سفر باشدکه تاز گردششان سایه شد سوار سفر
هوش مصنوعی: اما سرنوشت خورشید و ماه، به سفر رفتن است؛ به گونهای که در حرکت خود، سایهای بر دوش سواران سفر میاندازند.
سفر بیامد وزان هجر عذرها میخواستبدان زبان که شد این بنده شرمسار سفر
هوش مصنوعی: سفر به وجود آمد و از دوری و جدایی عذرخواهی میکرد، به زبانی که باعث شرم و خجالت این بنده شده است.
بگفتمش که ز روباه شانگی بگذرکه شیر کرد شکارم به مرغزار سفر
هوش مصنوعی: به او گفتم که از تدبیر روباهانه دست بردارد، زیرا شیر در میدان شکار، مرا به دام انداخته است.
مراست جان مسافر چو آب و من چون جویروانه جانب دریا که شد مدار سفر
هوش مصنوعی: من مانند آبی هستم که در جوی جاریست و جان من متعلق به مسافر است، در حالی که سفرم دائماً به سوی دریا ادامه دارد.
دود به لب لب این جوی تا لب دریادلی که خست در این راهها ز خار سفر
هوش مصنوعی: دود از کنار این جوی تا لب دریا بالا رفته، و دل من که در این مسیرهای سخت خسته شده است، مثل خاری در سفر است.
به روی آینه بنگر که از سفر آمدصفا نگر تو به رویش از آن غبار سفر
هوش مصنوعی: به آینه نگاه کن که بعد از سفر، روشن و صاف شده است، تو نیز با دقت به آن نگاه کن و از غبار سفر که بر چهرهات نشسته پاک کن.
سفر سفر چو چنان یار غار در سفرستتو بخت بخت سفر دان و کار کار سفر
هوش مصنوعی: اگر در سفر با دوست و یار خوبت باشی، سفر برایت خوشایند و لذتبخش خواهد بود. در این سفر، خوش شانسیات را بشناس و به کارهای سفر بپرداز.
همیشه چشم گشایم چو غنچه بر سر راهچو سرو روح روانست در بهار سفر
هوش مصنوعی: همیشه مانند غنچه در آغاز باید آماده و حیاست که در مسیر زندگی گشوده شوم. مانند سرو که در بهار سرزنده و با روح تازهای در سفر است.
چو شمس مفخر تبریز در سفر افتادچه مملکت که بگسترد در دوار سفر
هوش مصنوعی: وقتی شمس تبریزی در سفر بود، چه سرزمینهایی که در دوار سفرش گسترش نیافت.