غزل شمارهٔ ۱۳۲۰
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی دعوت به حقیقتجویی و توجه به واقعیتهاست. شاعر از مخاطب میخواهد که به او بپیوندد و حقیقت را نشان دهد. او به کنایه میگوید که دروغ و مکر نمیتواند ارزشمند باشد و تنها یکی از وجود خداست که میتواند حقیقت را بیان کند. همچنین اشارهای به انتظار برای دیدار شخص خاصی دارد که به نظر میرسد نمیخواهد بیاید. در نهایت، شاعر به شمس تبریزی اشاره میکند و او را به عنوان یک علامت و نشانهای از حقیقت معرفی میکند.
اندرآ با ما نشان ده راستکماجرا را در میان نه راستک
هوش مصنوعی: با ما بیا و داستان واقعی را به طور شفاف نشان بده، نه اینکه موضوع را به طور ناقص بیان کنی.
چون کمانی با من آخر پیش آهمچو تیری کید از زه راستک
هوش مصنوعی: به مانند کمانی که در نهایت به سمت من میآید، تو نیز همچون تیری که از زه خود رها میشود، به سادگی و به دور از پیچیدگی به هدف میزنی.
ای فضولی سو به سو چندین مجهور جهی باری برون جه راستک
هوش مصنوعی: ای فضولی، در کجا میروی؟ چندین بار به این سو و آن سو میپری. حالا به سمت راست برو.
ده خدایی نیست جز تو هیچ کسکو بگوید حال این ده راستک
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ خدایی جز تو نیست که بتواند حال و روز این مردم را به درستی بیان کند.
چون تو آدینه نخواهی آمدنوعده مان ده روز شنبه راستک
هوش مصنوعی: اگر تو در روز جمعه نخواهی آمد، پس وعدهات را برای روز شنبه بگذار.
در دروغ و مکر ذوقی هست لیکآن نمیارزد همان به راستک
هوش مصنوعی: در دروغ و فریب ممکن است لذتی وجود داشته باشد، اما این لذت ارزش آن را ندارد و بهتر است که به صداقت و راستگویی پایبند باشیم.
گر بدیدی شمس تبریزی بگویک نشان با کهترین که راستک
هوش مصنوعی: اگر شمس تبریزی را دیدهای، بگو که یک نشانهی بهتر و زیباتر از او چه چیزی وجود دارد؟