غزل شمارهٔ ۱۳۸۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حس مستی و تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید. او به اهمیت مستی در زندگی و احساساتی که با آن همراه است، اشاره میکند و آن را به عنوان تاج و سلطان خود میداند. شاعر از یار خود میخواهد که مستی را به او بیاورد و اعتراف میکند که هرگاه مستی کم شود، عمرش را بیارزش میداند. او تأکید میکند که در دنیای خود جز به ساقی و باده نمینگرد و از عقل و اندیشیدن فرار میکند. مستی را به عنوان حالتی مقدس و ارزشمند میشمارد و از دیگران نیز دعوت میکند که از باده بنوشند و مستی را تجربه کنند. در پایان، شاعر به ساربان میگوید که او را از مستی و باده دور نکند و این را یک سرنوشت شیرین میداند.
هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درمدر خانه گر می باشدم پیشش نهم با وی خورم
هوش مصنوعی: هرگز نمیدانم چطور میتوانم مستی را که به در خانهام میآید از خود برانم. اگر شرابنوشی پیشش بیفتم، با او نشسته و از او میخورم.
مستی که شد مهمان من جان منست و آن منتاج من و سلطان من تا برنشیند بر سرم
هوش مصنوعی: مستی که به من هجوم آورده، روح من است و باعث افتخار و سلطنت من محسوب میشود؛ تا زمانی که این حالت بر من سزانده نشود.
ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش منروزی که مستی کم کنم از عمر خویشش نشمرم
هوش مصنوعی: ای دوست من، تو که روشنی زندگی منی، بیا و می خوشی را به من هدیه کن. روزی که بخواهم از سرخوشی زندگیام کم کنم، آن روز را برای عمرم نمیشمارم.
چون وقف کردستم پدر بر بادههای همچو زردر غیر ساقی ننگرم وز امر ساقی نگذرم
هوش مصنوعی: وقتی پدرم مرا به شرابهای گرانبها واگذار کرد، دیگر به هیچ چیز جز ساقی نگاه نمیکنم و از دستورات او غافل نخواهم شد.
چند آزمایم خویش را وین جان عقل اندیش راروزی که مستم کشتیم روزی که عاقل لنگرم
هوش مصنوعی: من چه بارها خود را آزمایش کردهام و در روزهایی که عقل و فکر سالمی دارم، به پرسشها و مشکلات نزدیک میشوم. اما در روزهایی که تحت تأثیر احساسات و نشئگی هستم، نمیتوانم به درستی فکر کنم و دچار سردرگمی میشوم.
کو خمر تن کو خمر جان کو آسمان کو ریسمانتو مست جام ابتری من مست حوض کوثرم
هوش مصنوعی: شراب تن و شراب جان کجاست؟ آسمان و ریسمان کجا هستند؟ تو مست میباشی، اما من از حوض کوثر سرمست هستم.
مستی بیاید قی کند مستی زمین را طی کنداین خوار و زار اندر زمین وان آسمان بر محترم
هوش مصنوعی: مستی میآید و سرنوشتش را در زمین با دشواری و بدحالی میگذراند، در حالی که آسمان بر او احترام میگذارد.
گر مستی و روشن روان امشب مخسب ای ساربانخاموش کن خاموش کن زین باده نوش ای بوالکرم
هوش مصنوعی: اگر ام tonight شب مستی و روح روشنی داری، ای باربر، سکوت کن و دیگر از این شراب نخوری، ای بزرگوار!