غزل شمارهٔ ۱۳۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از زیبایی و جذابیت محبوبش ناشی از چهرهاش به تصویر میکشد. او میگوید که در هر جایی که باشد، به خاطر دیدن محبوبش احساس خوشحالی و شادابی میکند. شاعر به قدرت و تاثیرگذاری خود اشاره میکند و میگوید که او مانند آفتاب و نوبهار است، که میتواند شادی و خوشی را به زندگی آورد. او از لذتها و نعمتهایی که در کنار محبوبش به دست میآورد سخن میگوید و تاکید میکند که محبوبش همه چیز را در اختیار او قرار میدهد. این شعر به شدت احساسی و پر از تصویرسازیهای زیباست که نشاندهندهی عشق و ارادت شاعر به معشوقش است.
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنمهر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
هوش مصنوعی: هر جا که تو را دیدم، ای ماه روشن و شمع درخشان، در هر مکانی که باشم شاد و خرم هستم، و هر جا که بروم، در باغ گل و سرسبزی به سر میبرم.
هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بوددر هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
هوش مصنوعی: هر جا که یاد معشوق در سر دارم، برایم مانند باغ و مکان خوش گذرانی است. در هر جایی که بروم، از لذت و خوشی برخوردار میشوم.
درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دریآن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
هوش مصنوعی: اگر درهای این خانقاه شش دری بسته شوند، آن ماه تابان از دورن بیمکان سر برآورد و در نشانههای روز خود را نمایان کند.
گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و میمن شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
هوش مصنوعی: میگوید سلام و درود بر تو. من با خودم داستانها و نوشیدنیهای فراوانی آوردهام. من پادشاه و بزرگ پادشاهان هستم و در سرزمین سپاهان میدرخشم.
من آفتاب انورم خوش پردهها را بردرممن نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم
هوش مصنوعی: من مانند آفتاب هستم که نور را به همراه دارم و میتوانم پردهها را کنار بزنم. من بهار تازهای هستم که آمدهام تا مشکلات و موانع را از میان بردارم.
هر کس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طربمن قندها را لذتم بادامها را روغنم
هوش مصنوعی: هر کسی که خواهان شادی و لذت در زندگیاش است و میخواهد از نعمتهای مختلف بهرهمند شود، به من توجه کند. من از شیرینیها و نعمتهای زندگی لذت میبرم و همچنان به دنبال خوشیها و لذتهای بیشتر هستم.
گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گوهین بیملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
به او میگویم سخنانت را دوباره بازگو کن، تو مردی کریم هستی از روی کرامت از اول دوباره بدون خستگی و ملالت برایم تکرار کن چون گوش من سنگین و گران است و متوجه کلماتت نشدم.
گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگرانصد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم
میگوید که این گوش سنگین، برترین است و از هوش دیگران برتری دارد، زیرا صد فضیلت دارد. در گوش دیگران کلمات با جریان هوا پیچیده ولی در گوش تو بیان من پیچیده هرچند برای گوش و هوش تو نامفهوم باشد
رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتیرضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم
هوش مصنوعی: ای عشق، به خاطر تو زندگی و لذت را به دست آوردهام، چون تو به من لطف کردی و دامن من را گرفتی.
هم کوه و هم عنقا توی هم عروه الوثقی تویهم آب و هم سقا توی هم باغ و سرو و سوسنم
هوش مصنوعی: این شعر به ارتباط و همافزایی میان عناصر مختلف Natur و زیباییها اشاره دارد. شاعر میگوید که کوه و پرندهی افسانهای، در یکدیگر جمع شدهاند. همچنین آب و نوشنده، باغ و درخت سرو و گلها همگی در هم تنیدهاند و یک وحدت را ایجاد کردهاند. این تصویر نشاندهندهی زیبایی و کمال است که در اتحاد و هماهنگی پدید میآید.
افلاک پیشت سر نهد املاک پیشت پر نهددل گویدت مومم تو را با دیگران چون آهنم
هوش مصنوعی: آسمانها در برابر تو سر تعظیم فرود میآورند و زمینها در مقابل تو به سجده مینشینند. دل به تو میگوید که من به تو ایمان دارم و تو را با دیگران مقایسه نمیکنم، چرا که به اندازه آهن محکم و استوار هستم.