غزل شمارهٔ ۱۴۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و شور و شوقی که نسبت به معشوق خود دارد، اشاره میکند. او از کشیدگی دلش به سمت دوستش سخن میگوید و یادآور میشود که در مسیر عشق به زحمتهای فراوانی دچار شده است. شاعر خود را در گرداب عشق و مجذوب زلف محبوبش میبیند و احساس میکند که عقل و هوش خود را در این راه از دست داده است. او از حالتی مست و خوابآلود صحبت میکند که در آن رازهایش پنهان میماند. همچنین، به شادی و غمی که عشق بر او میآورد، اشاره کرده و در نهایت خود را همچون آسمانی میداند که به عشق شمس تبریزی میبالد و از معشوق خود میخواهد که با نرمی و آرامی به او نزدیک شود.
کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارمدر آن کویی که می خوردم گرو شد کفش و دستارم
هوش مصنوعی: دل من به سمت خانه محبوبم به شدت کشیده میشود، همان جایی که به خاطر عشقش همه چیزم را جا گذاشتم، حتی کفش و دستکشم.
ز عقل خود چو رفتم من سر زلفش گرفتم منکنون در حلقه زلفش گرفتارم گرفتارم
هوش مصنوعی: وقتی از عقل و خرد خود دور شدم، به دام زلف او افتادم. اکنون در زلف او اسیر شدهام و نمیتوانم رهایی یابم.
چو هر دم می فزون باشد ببین حالم که چون باشدچنان میهای صدساله چنین عقلی که من دارم
هوش مصنوعی: هر لحظه که حال من بهتر میشود، نگاهی به خودم بینداز و ببین که چطور میشوم. این عقل من، شبیه میهای صد ساله است که به تدریج و با گذشت زمان غنیتر و باارزشتر میشود.
بگوید در چنان مستی نهان کن سر ز من رستیمسلمانان در آن حالت چه پنهان ماند اسرارم
هوش مصنوعی: در چنین حالتی که در مستی به سر میبرم، به من بگو که رازهایم را پنهان کن و مخفی نگهدار. ای مسلمانان، در این وضعیت، هیچیک از اسرار من پنهان نمیماند.
مرا می گوید آن دلبر که از عاشق فنا خوشترنگارا چند بشتابی نه آخر اندر این کارم
هوش مصنوعی: آن معشوق میگوید که ای دلبردار، آیا نمیدانی که وجود عاشق، اگرچه فناپذیر است، اما از آن هم زیباتر است؟ پس چرا در این مسیر به من نزدیکتر نمیشوی؟
چو ابر نوبهاری من چه خوش گریان و خندانماز آن میهای کاری من چه خوش بیهوش هشیارم
هوش مصنوعی: من مانند ابر بهاری هستم که همزمان میخندد و میگرید. از شراب خود بسیار خوشحالم و در کنار بیهوشیام، به نوعی هشیار و آگاه هستم.
چو عنقا کوه قافی را تو پران بینی از عشقشاگر آن که خبر یابد ز لعل یار عیارم
هوش مصنوعی: اگر کسی عاشق شود و در عشقش شعف و شوقی عمیق داشته باشد، میتواند زیبایی و عظمت عشق را در بالاترین درجه مشاهده کند، همانطور که پرندهای بزرگ (عنقا) در آسمان به پرواز درمیآید. اگر کسی به خبر و آگاهی از زیبایی و جواهر محبوب من برسد، تاثیر آن عشق را بیش از پیش درک خواهد کرد.
منم چو آسمان دوتو ز عشق شمس تبریزیبزن تو زخمه آهسته که تا برنسکلد تارم
هوش مصنوعی: من به عشق شمس تبریزی مانند آسمان دوچار هستم. آرام و بیصدا نوا بزن تا تار و پود وجودم تحت تأثیر قرار نگیرد و از بین نرود.