غزل شمارهٔ ۱۶۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقش درخواست میکند که نگاهی به حال او کند، زیرا او در زندگیاش هیچ کس دیگری جز او ندارد. شاعر به عدم شادی و غم و اندوهی که از دوری معشوقش به دل دارد اشاره میکند و میگوید که حتی اگر بخواهد به شادی دست یابد، باز هم غم معشوقش در دل او سنگینی میکند. شاعر به شراب و خوشیهای ناشی از وصال معشوق اشاره میکند و احساس میکند که اگر معشوقش او را ترک کند، او به شدت دچار ناراحتی خواهد شد.
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارمبه کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم
هوش مصنوعی: به من توجهی داشته باش، زیرا اوضاع به شدت از دستم خارج شده است. به هیچ کس دیگری جز تو نمیتوانم اعتماد کنم.
چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو؟اگر از شراب وصلت ببَری ز سر خُمارم
هوش مصنوعی: چه مقدار از شرابخانهات کم میشود؟ اگر از شراب وصالت بیخبر بمانم، حالت سرخوشی از من میرود.
چو نیَم سزای شادی، ز خودم مدار بیغمکه در این میان همیشه غم توست غمگسارم
هوش مصنوعی: هرگاه که خوشحالی میآید، نباید خود را از غمها دور کنی، زیرا در این میان همیشه غم من وجود دارد که به من آرامش میدهد.