غزل شمارهٔ ۱۶۴۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره لزوم شادی و همراهی با یکدیگر در یک روز خاص است. شاعر دعوت میکند تا دست در دست هم داده و با هم به شادی بپردازیم. روزی است که همه خوبان باید به رقص بپردازند و دکانها را ببندیم تا به مهمانی خدا برویم و با زیباییهای زندگی و عشق به طبیعت و بتان در باغها ارتباط برقرار کنیم. به طور کلی، شعر به جشن و شادی دستهجمعی و زیبایی لحظات زندگی اشاره دارد.
روز شادی است بیا تا همگان یار شویمدست با هم بدهیم و بر دلدار شویم
هوش مصنوعی: امروز روز شادمانی است، بیایید با هم دوست شویم، دست در دست هم بگذاریم و به محبوبمان نزدیک شویم.
چون در او دنگ شویم و همه یک رنگ شویمهمچنین رقص کنان جانب بازار شویم
هوش مصنوعی: زمانی که با هم یکی شویم و همه به یک شکل و رنگ درآییم، به شادی و رقص به سمت بازار خواهیم رفت.
روز آن است که خوبان همه در رقص آیندما ببندیم دکانها همه بیکار شویم
هوش مصنوعی: روزی خواهد بود که نیکان و انسانهای خوب همه در شادی و رقص به سر میبرند و ما کار و کسب خود را تعطیل کرده و بیکار خواهیم شد.
روز آن است که تشریف بپوشد جانهاما به مهمان خدا بر سر اسرار شویم
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که جانهای ما به ضیافت خدا دعوت خواهند شد و در این مهمانی به کشف رازها خواهیم پرداخت.
روز آن است که در باغ بتان خیمه زنندما به نظاره ایشان سوی گلزار شویم
هوش مصنوعی: زمانی خواهد آمد که در باغ، محبوبان خیمه برپا میکنند و ما به تماشای آنان به سوی گلخانه خواهیم رفت.