غزل شمارهٔ ۱۷۶۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره خداوندی است که ازل و ابد را در بر میگیرد و ویژگیهایی چون حیات، علم، قدرت و قیومیت دارد. نور او باعث شکوفایی عشق و درک عمیقتری از وجود میشود. در شعر، شاعر به عشق و آتش فراق خداوند اشاره میکند و بیان میکند که از لحظهای که از وجود او فاصله گرفتهاند، دچار غم و حسرت شدهاند. او همچنین به سماع و نوعی شادی اشاره میکند که بدون حضور خداوند حلال نیست. در نهایت، شاعر آرزو میکند که شام و روزش با نور و زیبایی وجود خداوند روشن و پررنگ باشد.
به خدایی که در ازل بودهستحی و دانا و قادر و قیوم
هوش مصنوعی: به خدایی که از آغاز وجود داشته و همیشه زنده، با علم و قدرت و نگهداری کامل است.
نور او شمعهای عشق فروختتا بشد صد هزار سر معلوم
هوش مصنوعی: نور او مانند شمعهای عشق است که با روشنایی خود، جانها و دلهای بسیاری را زنده کرده و به عشق و اشتیاق دچار ساخته است.
از یکی حکم او جهان پر شدعاشق و عشق و حاکم و محکوم
هوش مصنوعی: از یک فرمان، جهان پر از عاشق و عشق و حاکم و محکوم شد.
در طلسمات شمس تبریزیگشت گنج عجایبش مکتوم
هوش مصنوعی: شمس تبریزی به رازها و اسرار عمیق دست یافته و گنجینهای از عجایب را در اختیار دارد که پنهان مانده است.
که از آن دم که تو سفر کردیاز حلاوت جدا شدیم چو موم
هوش مصنوعی: از زمانی که تو رفتی، ما از شیرینی زندگی جدا شدیم و حالمان مانند موم شده است.
همه شب همچو شمع می سوزیمز آتشش جفت وز انگبین محروم
هوش مصنوعی: ما هر شب مانند شمعی میسوزیم و به خاطر آتشاش در عذابیم و از شیرینی زندگی بیبهره هستیم.
در فراق جمال او ما راجسم ویران و جان در او چون بوم
هوش مصنوعی: در دوری و جدایی از زیبایی او، بدن ما خراب و ویران است، و روح ما در او مانند جغدی بیسرگردان.
آن عنان را بدین طرف برتابزفت کن پیل عیش را خرطوم
هوش مصنوعی: عنان را به این سمت بچرخان و شادابی زندگی را با قدرت و مهارت به جلو ببر.
بیحضورت سماع نیست حلالهمچو شیطان طرب شده مرحوم
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، هیچ حال و هوای شادی وجود ندارد، و همچون شیطان، شادی و سرور به طرز غیرمجاز و نادرست به سراغ من آمده است.
یک غزل بیتو هیچ گفته نشدتا رسید آن مشرفه مفهوم
هوش مصنوعی: هیچ غزلی بدون حضور تو سروده نشده است تا زمانی که آن حالت خاص و زیبا به وجود آمد.
بس به ذوق سماع نامه توغزلی پنج شش بشد منظوم
هوش مصنوعی: به خاطر لذت و شوقی که از شنیدن نامهات دارم، غزلی پنج یا شش بیتی سرودهام.
شام ما از تو صبح روشن بادای به تو فخر شام و ارمن و روم
هوش مصنوعی: ای کاش شب ما با روشنی تو آغاز شود، تو که به خودت میبالید در شام، ارمن و روم.