غزل شمارهٔ ۱۹۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نوعی از بیمیلی و بینیازی از دنیا و تمایلات دنیوی اشاره میکند. او نه به ثروت و نه به نعمتهای ظاهری علاقه دارد و بیشتر به جود و بخشش خداوند و قدرت مطلق او توجه دارد. شاعر بیان میکند که عشق الهی او را به صحنهای میکشاند که همه موجودات از سر مستی در برابر آن سجده میکنند و در این حالت، انسانها به دور از حسد و کینه با یکدیگر کنار میآیند. در نهایت، شاعر به چالشی در خوردن یا بخشیدن اشاره میکند و از معشوق خود که نماد الهی است میخواهد نظرش را درباره این موضوع بیان کند. این شعر در پیوند با عشق الهی و بینیازی از دنیا و مادیات است.
به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیریننه بدان کیسه پرزر نه بدین کاسه زرین
هوش مصنوعی: من به خداوند هیچ تمایلی ندارم، نه به لذتها و خوشیهای دنیوی، نه به ثروت زیاد و نه به ظرفهای زرینی که پر از مال و منالاند.
بکشی اهل زمین را به فلک بانگ زند مهکه زهی جود و سماحت عجبا قدرت و تمکین
هوش مصنوعی: اگر اهل زمین را به آسمان بکشند، ماه ندا سر میدهد که چه خوب است بخشش و generosity. شگفتی قدرت و تسلط را نشان میدهد.
چو خیال تو بتابد چو مه چارده بر منبگزد ساعد و اصبع ز حسد زهره و پروین
هوش مصنوعی: زمانی که تصور تو مانند نور ماه چهاردهم بر من میتابد، ساعد و انگشتانم به خاطر حسد، زهره و پروین را میآزارد.
هله المنه لله که بدین ملک رسیدمهمه حق بود که می گفت مرا عشق تو پیشین
هوش مصنوعی: بیایید به شکرانه خداوند که به این مقام رسیدم. همهچیز حق است، همانطور که عشق تو همیشه در دل من بود.
چو مرا بر سر پا دید به سر کرد اشارتکه رسید آنچ تو خواهی هله ایمن شو و بنشین
هوش مصنوعی: وقتی مرا بر پا دید، با اشارهای فهماند که اکنون زمان رسیدن به خواستهات است. پس آرامش بگیر و بنشین.
همه خلق از سر مستی ز طرب سجده کنانشبره و گرگ به هم خوش نه حسد در دل و نی کین
هوش مصنوعی: تمام مردم به خاطر شادی و شوق، سجدهوار به او احترام میگذارند، و حتی اگر در دلشان حسادتی باشد، نمیتوانند آن را نشان دهند. همگان به خوشی و شادی او خوشحالاند و از احساسات منفی دور میشوند.
نشناسند ز مستی ره ده از ره خانهنشناسند که مردیم عجب یا گل رنگین
هوش مصنوعی: در حالتی که مست و سرخوش هستم، نمیتوانند مرا از راه خودم یا از راهی که به خانهام میرود بشناسند. به عجب است که آیا من مردهام یا این که مانند گلی رنگین در این حال به سر میبرم.
قدح اندر کف و خیره چه کنم من عجب این رابخورم یا که ببخشم تو بگو ای شه شیرین
هوش مصنوعی: با یک جام در دستم و سردرگم، نمیدانم چه کنم. شگفت این است که آیا این را بنوشم یا به تو بگذارم. تو بگو، ای پادشاه شیرینزبان!
تو بخور چه بود بخشش هله که دور تو آمدهله خوردم هله خوردم چو منم پیش تو تعیین
هوش مصنوعی: تو بخور، که در این بخشش چه اهمیتی دارد. وقتی تو به من نزدیک شدی، من هم از تو خوردم و نوشیدم، زیرا من پیش تو قرار دارم.
تو خور این باده عرشی که اگر یک قدح از ویبنهی بر کف مرده بدهد پاسخ تلقین
هوش مصنوعی: این بادهای که تو مینوشی از عرش به زمین آمده، چنان خاص است که اگر یک جرعه از آن به دست مردهای برسانی، او هم به زندگی و آگاهی بازمیگردد و به تعلیمات پاسخ خواهد داد.