غزل شمارهٔ ۲۰۳۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند به عنوان منبع همیشگی محبت و نعمت یاد میکند و از او میخواهد که زندگی و دنیا را به خوبی و زیبا بسازد. او درخواست میکند که خداوند از فضل و رحمت خود بهره بیشتری به بندگانش عطا کند و آنچه را که به نظر خاص میآید، عمومی کند. همچنین شاعر از خدا میطلبد که دعاها و آرزوها را شیرین و خوشایند کند و کسانی که دعا را تأیید میکنند، در دوستی و محبت قرار دهد. در کل، شعر حاکی از طلب رحمت و توجه الهی به بندگان است.
جانا نخست ما را مرد مدام گردانوآنگه مدام درده ما را مدام گردان
هوش مصنوعی: ای دوست، ابتدا ما را به عشق و محبت مداوم عادت بده و سپس همین عشق را به طور مداوم در دل ما بریز.
از ما و خدمت ما چیزی نیاید ای جانهم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان
هوش مصنوعی: ای جان، نه ما و نه خدمت ما هیچ چیزی به دست نمیدهد؛ تو خود آغازگر هستی و تو نیز همه چیز را به کمال میرسانی.
دارالسلام ما را دارالملام کردیدارالملام ما را دارالسلام گردان
هوش مصنوعی: ای کاش سرزمین آرامش ما به مکان ملامت و سرزنش تبدیل نمیشد و چه خوب بود اگر شکایتها و انتقادها در آن سرزمین به آرامش برمیگشت.
این راه بینهایت گر دور و گر دراز استاز فضل بینهایت بر ما دو گام گردان
هوش مصنوعی: این مسیر هر چند ممکن است طولانی و دشوار باشد، اما با لطف و رحمت نامحدود او ما را به سوی مقصود نزدیکتر کن.
ما را اسیر کردی اماره را امیریما را امیر گردان او را غلام گردان
هوش مصنوعی: تو ما را به بند کشیدی و فرمانبردار خود ساختی، پس ما را بزرگ و سرور قرار بده و او را بنده و خادم خود کن.
انعام عام خود را کردی نصیب خاصانانعام خاص خود را امروز عام گردان
خدایا، نفسِ امّاره را بر ما مسلط کردهای و ما اسیر خواستههای آن شدهایم. ما را از دست آن نجات بده و کاری کن که این نفس، به جای فرمان دادن به ما، از ما فرمان ببرد.
هر ذره را ز فضلت خورشیدییی دگر دهخورشید فضل خود را بر جمله رام گردان
هوش مصنوعی: هر ذرهای از وجود تو مانند یک خورشید دیگر است. حالا خورشید علم و فضیلت خودت را بر همه موجودات بتابان و آنها را رام و تسلیم کن.
در کام ما دعا را چون شهد و شیر خوش کنو آن را که گوید آمین هم دوستکام گردان
هوش مصنوعی: دعای ما را مانند شهد و شیر شیرین و خوشمزه کن و کسی را که به دعا آمین میگوید، دوست خود قرار بده.