غزل شمارهٔ ۲۰۳۸
هوش مصنوعی: این شعر به تحریک و تشویق دلاوران و مردانگی میپردازد و اهمیت عشق و ایمان را در زندگی ذکر میکند. شاعر به لشکر هشدار میدهد که با مردانگی و شجاعت به میدان بروند و دشمن را شکست دهند. او میگوید که در نبرد باید همچون آتش عمل کرد و بر هر کس که بر سر دارد، زخم بزند. همچنین اشاره میکند که جان عاشق باید در عشق بسوزد و از نعمتهای الهی بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به شمس تبریز اشاره میکند و میگوید که کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند، باید از نور ایمان بهرهمند شوند.
از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زنای سرفراز مردی مردانه بر سرش زن
هوش مصنوعی: از صدای زنگ لشکر، دل لشکر پر از هیجان شد. ای مرد با افتخار، با شجاعت به میدان برو و از این نشانه شروع کن.
چون آتش آر حمله کو هیزم است جملهاز آتش دل خود در خشک و در ترش زن
هوش مصنوعی: هنگامی که آتش عشق در دل شما شعلهور میشود، به هر چیزی مانند هیزم ملحق میشود. بنابراین، هر جا که بروی، با خود این آتش را به همراه داشته باش و آن را در حالتهای مختلف برافروخته نگهدار.
گر بحر با تو کوشد در کین تو بجوشدآتش کن آب او را در در و گوهرش زن
با تو کوشد یعنی با تو بجنگد
هر تیر کز تو پرد هفت آسمان بدردای قاب قوس تیری بر پشت اسپرش زن
هوش مصنوعی: هر تیر که از تو پرتاب شود، میتواند هفت آسمان را بشکافد. ای قابی که مانند قوس است، تیر خود را بر پشت سپر بزن.
هر کس که بیسر آید تو دست بر سرش نهو آن کس که باسر آید تو زخم خنجرش زن
«دست بر سرش نه» یعنی با او مهربان باش و در سایهات بگیر
جانی که برفروزد در عشق تو بسوزدخواهی که تازه گردد در حوض کوثرش زن
هوش مصنوعی: اگر جانی که به عشق تو میسوزد، بخواهد بار دیگر تازه و نو شود، باید خود را در حوض کوثر غوطهور کند.
از لعل می فروشت سرمست کن جهان رابستان ز زهره چنگش بر جام و ساغرش زن
هوش مصنوعی: از شراب لعل (قرمز) میفروشد و جهان را سرمست میکند. به باغ زهره (یعنی معشوق) نگاه کن و چنگ (ساز) او را بر روی جام و لیوانش بنواز.
ای شمس حق تبریز هر کس که منکر آیداز جذب نور ایمان در جان کافرش زن
هوش مصنوعی: ای شمس حق تبریز، هر کسی که به نور ایمان دست نیابد و منکر آن شود، باید بداند که روح کافر او از آن نور محروم است.