غزل شمارهٔ ۲۱۳۷
تصحیح AI: این متن به بیانی شاعرانه و با استفاده از ضدارزش های عصر خود، به نقد موضوعاتی چون حسادت و کژفهمی در طعن زنندگان میپردازد و با اشاره به توهین کنندهٔ خاصی تلاش دارد تا در این رویاروئی بیانی، از وجههٔ خود دفاع کند. در آن، از تمثیلهای توهین آمیز مختلفی مانند «خر، گوز سگ» و (متأسفانه بر ضد عُرف امروزه) «مادینه گی و نا مردانه گی» برای نشان دادن اوج عصبانیت شاعر استفاده شده است. شاعر در قالب کنایه به توصیف ویژگیهای نافهمی آن شخص میپردازد و در نهایت به این نتیجه میرسد که بهتر است دست از خشم برداشت و به عیش (معنوی) خود رسید و چنین اشخاصی را به خدا واگذار کرد.
آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش اوصد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او
آن نادان که از رشگنی و حسادتش، عیسی مایهٔ رنج او است، امیدوارم الاغی در او بسپوزد و سگی بر ریشش تیز کند. (تیز : باد معده، و «تیز سگ در ریش او» دشنامی معروف بوده همچون «سگ برینه به ریشت» که امروزه میگویند)
خر صید آهو کی کند؟ خر بوی نافه کی کشد؟یا بول خر را بو کند یا گه بود تفتیش او
خر هرگز نمی تواند آهویی را شکار کند یا مشک و عبیر ببوید. کارِ او بوییدنِ شاشهٔ خران دیگر یا ورانداز کردنِ پشکل است.
هر جوی آب اندر روَد، آن ماده خر بولی کندجو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
آن خر ماده در هر جوی آبی که پای میگذارد، در آن میشاشد. این کار او موجب پلیدی رودخانه نمیشود (دریا برای سگی نجس نمیشود) ولی باید آن خر را تشنگی داد و از آب دور کرد.
خر ننگ دارد زآن دغل، از حق شنو بل هم اضلای چون مخنث غنج او، چون قحبگان تخمیش او
چه جای خر؟ که خر هم از چنین موجودی ننگ دارد.سخن خداوند را بشنو که میگوید «آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراهترند». پس او بدتر از خر است. او مانند مردان مفعول، ناز و عشوه میکند و، مانند فواحش، بدن مشتریان را میخراشد. (تَخْمیش : آهسته خراشیدن و پنجه انداختن)
خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابدمن دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او
من دیگر زبان درمیکشم و سخن نمیگویم، تا خود خداوند، او را برای همیشه روسیاه و شرمگین کند.من در ساقی میآویزم زیرا از جمّاشی و عشوهگریِ او مست شدهام.