غزل شمارهٔ ۲۱۵۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لذت بندگی و عشق اشاره میکند و از محبوب خود میخواهد که در میخانه عشق باده را سر دهد. او از غم و اندوه دوری میجوید و از کسی که سنگی بر سر سبو میزند، میخواهد که از حق بگوید. شاعر به آثار جاودانه باده و عشق در زندگی اشاره کرده و به جشن و عید اشاره دارد، حتی اگر بعضی ایام مثل رمضان باشد. او عشق و زندگی را بر مرگ و اندوه ترجیح میدهد و به معجزات و قدرتهای عشق پرداخته و از رستاخیز و بهشتی که در دل دارد سخن میگوید. در نهایت، او در پی کسب آگاهی و درک معنویات از طریق هنر و عشق است.
باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگوعرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
هوش مصنوعی: عزیزم، وقتی که هنوز شراب هست، دیگر گلایه نکن و از من نخواه که چیزی را نشان بدهم. با دستانت زود از آن پیاله پر کن!
ای طربون غم شکن سنگ بر این سبو مزناز در حق به یک سبو کم نشدهست آب جو
هوش مصنوعی: ای شادیبخش و غمزدا، چرا به این ظرف سنگ میزنی؟ از درگاه حق، آب جوی کم نشده است، حتی به اندازه یک ظرف.
زان قدحی که ساحران جان به فدا شدند از آنچون کف موسی نبی بزم نهاد و کرد طو
هوش مصنوعی: از مینوشی که جادوگران جان خود را برایش فدا کردند، مانند کف موسی نبی بزم و جشن برپا شده است.
فاش بیا و فاش ده باده عشق فاش بهعید شدهست و عام را گر رمضان است باش گو
هوش مصنوعی: بیا بهطور صریح و آشکار از عشق و شوق بگو، جشن و سرور آغاز شده است و اگرچه برای عامه مردم ماه رمضان است، تو میتوانی آزادانه صحبت کنی.
رغم سپید ماخ را رقص درآر شاخ راو آن کرم فراخ را بازگشای تو به تو
هوش مصنوعی: علی رغم سپیدیِ ما، شاخ را به رقص درآور و آن کرم بزرگ را برای تو به نمایش بگذار.
مهره که درربودهای بر کف دست نه دمیو آن گروی که بردهای بار دوم ز ما مجو
هوش مصنوعی: جواهر یا چیزی که از ما گرفتهای را در دستانت نگهدار و از بار دوم آن را از ما طلب نکن.
مرده به مرگ پار من زنده شده ز یار منچند خزیده در کفن زنده از آن مسیح خو
هوش مصنوعی: مردهای که به خاطر عشق من مرده، اکنون با یاری محبوبم دوباره زنده شده است. مانند مسیح که از مرگ به زندگی بازگشت، او نیز از کفن بیرون آمده و زندگی جدیدی یافته است.
منکر حشر روز دین ژاژ مخا بیا ببینرسته چو سبزه از زمین سروقدان باغ هو
هوش مصنوعی: کسی که به روز قیامت و محشر اعتقاد ندارد، با خود بگوید بیوقت سخن نگو و ناپسند نپراکن. بیا و ببین که چگونه جوانان زیبا به مانند سبزههایی که از خاک میرویند، از زمین سر برآوردهاند و درخشش خاصی دارند.
خامش کرده جملگان ناطق غیب بیزبانخطبه بخوانده بر جهان بینغمات و گفت و گو
هوش مصنوعی: همه سخنگویان خاموش شدهاند و در عالم غیب، بدون کلام، سخنانی بر جهان ایراد شده است، بیآنکه نغمهای یا گفتوگویی در میان باشد.