غزل شمارهٔ ۲۱۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف مقام و عظمت خداوند میپردازد و به ارتباط عمیق انسان با او اشاره دارد. شاعر از عشق و شوق به خدا صحبت میکند و میگوید که همه موجودات به او نیاز دارند و اوست که به تمامی نیازها پاسخ میدهد. همچنین، خداوند در برابر خطاها و عذابها نسبت به بندگانش حلم و بخشش دارد. شاعر به حیات و مرگ انسانها، نقش عشق در زندگی، و اهمیت شناخت خداوند در روزهای سخت اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که وجود و همه چیز تنها به خداوند وابسته است و باید به او رو آورد.
دل و جان را طربگاه و مقام اوشراب خم بیچون را قوام او
هوش مصنوعی: دل و جان را مکانی برای شادی و خوشی قرار داده است و مقام او به مانند شرابی بینقص و بینهایت است که سبب استحکام و پایداری میشود.
همه عالم دهان خشکند و تشنهغذای جمله را داده تمام او
هوش مصنوعی: تمامی انسانها و موجودات در دنیا در جستجوی غذا و روزی هستند و در این میان، فقط اوست که تأمینکننده نیازهای همه است و همه به او وابستهاند.
غذاها هم غذا جویند از ویکه گندم را دهد آب از غمام او
هوش مصنوعی: غذاها نیز به دنبال او هستند زیرا اوست که به گندم آب میدهد تا رشد کند.
عدم چون اژدهای فتنه جویانببسته فتنه را حلق و مسام او
هوش مصنوعی: عدم مانند اژدهایی است که فتنهجویان را در چنگال خود اسیر کرده و توانایی بروز فتنه را از آنها گرفته است.
سزای صد عتاب و صد عذابیمکشیده از سزای ما لگام او
هوش مصنوعی: ما در مقابل بسیاری از سرزنشها و سختیها قرار داریم که به خاطر رفتارهای خودمان دچارش شدهایم و حالا کنترلمان در دست اوست.
ز حلم او جهان گستاخ گشتهکه گویی ما شهانیم و غلام او
هوش مصنوعی: از بزرگی و بزرگواری او، جهان پر از جرات و جسارت شده است، گویی ما برای خودمان پادشاهانی هستیم و در عین حال، وابسته به او هستیم.
برای مغز مخموران عشقشبجوشیده به دست خود مدام او
هوش مصنوعی: عشقی که برای کسانی که مست هستند، به طور مداوم از دل خودش جوشانده شده است.
کشیده گوش هشیاران به مستیزهی اقبال و بخت مستدام او
هوش مصنوعی: هشیاران به خاطر شادی و خوشبختیاش به دقت گوش دادهاند و به حال او حسرت میخورند.
پیمبر را چو پرده کرده در پیشپس آن پرده میگوید پیام او
هوش مصنوعی: وقتی پیامبر را پشت پرده قرار دادهاند، پیام او از آن پرده بیان میشود.
نکرده بندگان او را سلامیبر ایشان کرده از اول سلام او
هوش مصنوعی: بندگان خدا از ابتدا بدون سلام او، سلامی به یکدیگر نکردهاند.
چه باشد گر شبی را زنده داریبه عشق او که آرد صبح و شام او
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر شب را به عشق او بگذرانی، چرا که او به همراهش صبح و شام را به ارمغان میآورد؟
وگر خامیکنی غافل بخسپیبنگذارد تو را ای دوست خام او
هوش مصنوعی: اگر نادانی و بیتجربگی کنی، غافل از آنکه از دست میدهی، تو را رها میکند، ای دوست نادان.
ز خردی تا کنون بس جا بخفتیکشانیدت ز پستی تا به بام او
هوش مصنوعی: از کودکی تا به حال در مکانهای زیادی خوابیدهای و تو را از پایینجای زندگی به بالاترین مقامها رساندهاند.
ز خاکی تا به چالاکی کشیدتبدادت دانش و ناموس و نام او
هوش مصنوعی: از خاک تا به مقام عالی رساندنت، به تو دانش و اخلاق و اعتبار داد.
مقامات نوت خواهد نمودنکه تا خاصت کند ز انعام عام او
هوش مصنوعی: کسانی که در مقامات بالا هستند، به دنبال این هستند که ویژگیهای خاصی داشته باشند تا از نعمتهای عمومی بهرهمند شوند.
به خردی هم ز مکتب میجهیدیچه نرمت کرد و پابرجا و رام او
هوش مصنوعی: با کمی دانش از آموزش، به راحتی میتوانی در برابر او به صورت نرم و مطیع رفتار کنی و همواره در موقعیت خود稳而不动.
به خاکی و نباتی و به نطفهستیزیدی درآوردت به دام او
هوش مصنوعی: تو با خاک و گیاه و بذر به جنگ آمدی و در دام او گرفتار شدی.
ز چندین ره به مهمانیت آوردنیاوردت برای انتقام او
این بیت به این اشاره دارد که این جهان یک مهمانی است. و خدا انسان را با روشهای مختلف به مهمانی هستی آورده است. بیت دوم را از دو نظر میتوان تعبیر کرد. یکی با توجه به داستان معروف رانده شدن آدم از بهشت بخاطر خوردن سیب میشود اینطور تعبیر کرد که خدا تو را برای اینکه از تو انتقام نافرمانیت را بگیرد به این عالم نیاورده و این عالم مجازات تو نیست بلکه مهمانی توست. و نگاه دیگر میتواند به خود انسان باشد که خدا تو به مهمانی آورده نه برای اینکه انتقام بگیری و خصومتورزی کنی. در واقع احوال انسان در مهمانی معاشرت و مهربانی و رقص و هماهنگی با بقیه مهمانان است نه خصومت و انتقامجویی.
به وقت درد میدانی که او او استبه خاکی میدهد اویی به وام او
هوش مصنوعی: زمانی که دردی را تجربه میکنی، متوجه میشوی که واقعیات چه هستند و در این حال، او به تو کمک میکند و به تو چیزی میدهد که میتوانی از آن بهرهبرداری کنی.
همه اویان چو خاشاکی نمایندچو بوی خود فرستد در مشام او
هوش مصنوعی: همه آنها مانند خاشاک و غیرقابل توجه به نظر میآیند، اما وقتی کسی بوی خود را بفرستد، توجه دیگران را جلب میکند.
سخنها بانگ زنبوران نمایدچو اندر گوش ما گوید کلام او
هوش مصنوعی: هرگاه کسی سخن میگوید، انگار صدای زنبوران را در گوش ما میآورد.
نماید چرخ بیت العنکبوتیچو بنماید مقام بیمقام او
هوش مصنوعی: چرخ آسمان همچون تارهای عنکبوت، میتواند موقعیتی که هیچ مقام و جایگاهی ندارد را نشان دهد.
همه عالم گرفتهست آفتابیزهی کوری که میگوید کدام او
هوش مصنوعی: همه جا را نور خورشید پر کرده است، اما چه بدبختی است که کسی بخواهد بگوید کدام یک از آنها میباشد.
چو درماند نگوید او جز او راچو بجهد هر خسی را کرده نام او
هوش مصنوعی: وقتی شخصی در سختی و ناامیدی قرار بگیرد، جز از خدا چیزی نمیگوید و وقتی از حال خود خارج میشود، همه را با نام او خطاب میکند.
شکنجه بایدش زیرا که دزد استمقر ناید به نرمیو به کام او
هوش مصنوعی: مجازات او باید شدید باشد چون دزد است و نمیتوان با نرمش و مهربانی با او رفتار کرد.
تو باری دزد خود را سیخ میزنچو میدانی که دزدیدهست جام او
هوش مصنوعی: زمانی که میدانی کسی چیزی را دزدیده، وظیفهات این است که او را تنبیه کنی و محکم بر او بزنید.
به یاریهای شمس الدین تبریزشود بس مستخف و مستهام او
هوش مصنوعی: شمس الدین تبریز با کمکهای خود، به معنای عمیق و حالتی خاص از او میافزاید.
خمش از پارسی تازی بگویمفؤاد ما تسلیه المدام
هوش مصنوعی: با کلمات پارسی آرامش دل ما را بیان میکنم.