غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به خوشی و لذت از زندگی است. شاعر از رونق و زیبایی گلزار و بوسهای از عشق سخن میگوید و اشاره میکند که از دنیاست که باید بهره برد. او به نوشیدنی و لذتهای دنیوی، به ویژه می و کباب اشاره میکند و یادآور میشود که زندگی را نباید تنها سپری کرد. همچنین به حضور دوست و یار و پیوند انسانی اشاره میکند و بر ضرورت دسترسی به شادیها و خوشیها تأکید دارد. شاعر به بلقیس و سلیمان به عنوان نماد عشق و ارتباط و به ساغی که پیوسته شراب میدهد، اشاره کرده و در نهایت خواستار کنار گذاشتن محدودیتهای ذهنی و ورود به دریای دانایی است.
بیا ای رونق گلزار از این سواز آن شکر یکی قنطار از این سو
هوش مصنوعی: بیا ای زیبا، گلستان را به سرسبزی خویش بیارای. از این سو و آن سو، شیرینیای به میزان فراوان به ارمغان آور.
یکی بوسه قضاگردان جانتاز آن دو لعل شکربار از این سو
هوش مصنوعی: یک بوسه از مقدرات سرنوشت تو، جانت را از این دو لب شیرین پر میکند.
از آن روزن فروکن سر چو مهتابوزان گلشن یکی گلزار از این سو
هوش مصنوعی: از آن روزنهای چون نور ماه سر خود را ببر بیرون و از این طرف گلشنی پر از گل را تماشا کن.
کباب و می از این سو دود از آن سودرخت خار از آن سو یار از این سو
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به یک شب پر جنب و جوش و لذتبخش است که در یک سمت بوی کباب و شراب به مشام میرسد، در سمت دیگر دود درختها به چشم میآید و در طرفی دیگر، محبوب و یار حضور دارد. این فضا تصویری از شادی و سرگرمی را به تصویر میکشد که تنوع و زیباییهای آن به هم پیوستهاند.
تعب تن راست لایق راح دل رامنه رنج تن سگسار از این سو
هوش مصنوعی: بدنت را آزرده نکن و به دل خود لطمه نزن، زیرا که از این طرف، زحمت و سختی زندگی بیفایده است.
سلیمانا سوی بلقیس بگذرکه آمد هدهد طیار از این سو
هوش مصنوعی: ای سلیمان، به سمت بلقیس ببر، چون هدهد پرندهای از این طرف آمده و خبر آورده است.
به منقارش یکی پرنور نامهنموده صد هزار اسرار از این سو
هوش مصنوعی: پرندهای با منقار خود یک نامه روشن و پرنور را ایجاد کرده که در آن صد هزار راز از این سمت قرار دارد.
مخور تنها که تنها خوش نباشدیکی ساغر از آن خمار از این سو
هوش مصنوعی: تنهایی را تحمل نکن، چون در تنهایی نمیتوانی خوشحال باشی؛ نوشیدن یک جام از آن طرف و نشستن در این طرف، به درد نمیخورد.
بدن تنهاخور آمد روح مؤثرکه جان هدیه کند ایثار از این سو
هوش مصنوعی: بدن بدون روح به تنهایی میتواند زندگی کند، اما روح برای اینکه جان را به کسی هدیه دهد، از خودگذشتگی میکند.
سقاهم میدهد ساغر پیاپیبه تو ای ساقی ابرار از این سو
هوش مصنوعی: ای ساقی نیکوکار، تو به مهمانان خود پیوسته جام مینوشانی و از این سمت، به آنها میباشد.
به هر دو دست گیرش تا نریزیقدح پر است هین هشدار از این سو
هوش مصنوعی: با هر دو دست او را بگیر تا جام پر نریزد. حواست باشد که از این طرف مراقب باش.
بیا که خرقهها جمله گرو شدز تو ای شاه خوش دستار از این سو
هوش مصنوعی: بیا که تمام جامههای روحانی به خاطر تو در گرو قرار گرفته است، ای سلطانی که دستار زیبایی داری، از این طرف بیا.
برهنه شو ز حرف و بحر در روچو بانگ بحر دان گفتار از این سو
هوش مصنوعی: از سخنهای بیمورد و اضافی جدا شو و به عمق مطلب برو. مانند صدای دریا که از آن سوی آب پیام میآورد، به آنچه واقعاً مهم است گوش کن.